السيد محمد حسين الطهراني

175

امام شناسى (فارسى)

. 7 - ذَرِيه فَلا تَقْرَبيهِ انَّ لَهُ * حَبلًا بِحَبل اْلَوحْىِ متّصلًا 8 - هذا لَنا شيَعةٌ و شيعَتُنا * اعطانى اللهُ فيهِمُ اْلأمَلا « 1 » 1 - گفتار على بن أبىطالب به حارث همدانى بسيار عجيب است ، چون آن گفتار چه بسيار از عجائب و غرائب را در بر داشته است : 2 - اى حارث هَمْدانى هر كس بميرد ، مرا خواهد ديد ، چه از مردمان مؤمن باشد و چه از مردمان منافق دوبين و خودپسند . 3 - آن متوفّى مرا با چشمان خود مىشناسد ، و من او را نيز به اسم و رسم ، و به شخصيّت و كردارش مىشناسم . 4 - و تو در هنگام عبور از صراط مرا مىشناسى ! پس از هيچ خطا و لغزش مهراس . 5 - من در آن حالت آشفتگى و حرارت و تشنگى ، چنان آب سرد خوشگوارى به تو خواهم داد ، كه از شدّت شيرينى و حَلاوت ، آن را به منزله عَسَل بپندارى ! 6 - در آن وقتىكه تو را بر روى جِسْر و پل جهّنم براى عرض نگاه مىدارند و متوقّف مىكنند ، من به آتش مىگويم : اين مرد را واگذار ، و رها كن ! 7 - او را واگذار ! و به او نزديك مشو ! چون براى او ريسمانى است كه به ريسمان وَحْى اتّصال داشته و ارتباط دارد . 8 - اين مرد از شيعيان ماست و خداوند دربارهء شيعيان ما به من وعده داده است كه آرزوهاى آنان را برآورده كند : اين كلام را حضرت به حارث همدانى فرمودند . ابن شهرآشوب از « امالى » طوسى با اسناد خود از حارث هَمْدانى از أميرالمؤمنين عليه السّلام روايت مىكند ، كه قال : قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله اذا كانَ يَوْمَ الْقَيمةِ اخدْتُ بِحُجْزَةٍ مِنْ ذِى الْعَرْشِ ، وَ اخَذْتَ انْتَ يا عَلِىّ بِحُجْزَتى وَ اخَذَتْ ذُرَيّتُكَ بِحُجْزَتِكَ وَ اخَذَتْ شَيعَتُكمْ بِحُجْزَتِكُمْ فَما يَصْنَعُ اللهُ بِنَبِيِّه ؟ وَ ما ذا يَصْنَعُ نَبِيّهُ بِوَصِيِّهِ ؟ الى انْ قالَ : خُذْها الَيْكَ يا حارُ قَصيرةً مِنْ طَويَلةٍ انْتَ

--> ( 1 ) ديوان حميرى ص 325 و اصل آن را از اعيان الشيعه ج 21 : 263 و كشف الغمة 124 و مناقب ج 3 : 237 و شرح نهج البلاغه ج 1 / 299 آورده است .