السيد محمد حسين الطهراني
164
امام شناسى (فارسى)
ظاهر آن را خلق و ملك ، و باطن آن را امر و ملكوت گويند . ظاهر مشهود و محسوس ، ولى باطن در اين عالم مختفى است . ميزان جزا و پاداش اعمال بر ملكوت و حقيقت اعمال است نه بر ظاهر آنها ، مثلا نمازى را كه شخص مىخواند از نقطه نظر ظاهر ممكن است تمام خصوصيّات آداب واجبه و مستحبّه از وضو ، و طهارت ، و قيام ، و استقبال و سجده ، و انگشتر عقيق ، و عطر ، و مسواك ، و لباس سفيد ، و عمامه ، و غيرها همه در او رعايت شود ولى گاهى نيّت ، همان تقرّب به سوى خدا بوده و گاهى منظور خودنمائى و ريا باشد ، گرچه در هر دو صورت ظاهر نماز تفاوتى ندارد ، ولى جان و حقيقت او كه عبارت از انگيزه و داعى نمازگزار است روح اين نماز را در دو بُعد متفاوت قرار داده است : يكى تقرّب به خدا ، و ديگرى تقرّب به هواى نفس ؛ در صورت اوّل نماز ، انسان را به خدا نزديك مىكند ، و در صورت دوّم دور مىگرداند ؛ در صورت اوّل به بهشت مىبرد ، و در صورت دوّم به دوزخ . روزه و جهاد ، و زكات ، و حجّ ، و امر به معروف ، و نهى از منكر ، و قرائت قرآن ، و عيادت مريض ، و ساير اعمالى كه ظاهر آن ستوده است همه داراى اين ملكوت و حقيقت هستند ، و به مقدار شدّت و ضعف نيّتِ بجاى آورنده آنها ، قدرت ايصال آنها به خدا تفاوت مىكند ، به شدّت و ضعف متغيّر مىگردد ، و اگر نيّت غير خدا باشد ، نه تنها انسان را نزديك نمىكند ، بلكه دور مىگرداند . معاصى و گناهان نيز داراى جان و روحى هستند كه اختلافات شدّت و ضعف ، كيفر بر اساس شدّت و ضعف داعى شخص گناهكار بر معصيّت است ، و احيانًا ممكن است كسى صورت گناه انجام دهد ، ولى از روى عمد نباشد ، بلكه از روى خطا باشد در اين صورت آن فعل عنوان عصيان نداشته و دور كننده نخواهد بود . در عالَم حسّ و شهادت يعنى عالمى كه ما با حواسّ ظاهر بدان ارتباط پيدا مىكنيم ، كه منظور همين عالم است ، ملكوت و واقعيّت اعمال مخفى است ، و آنچه ظاهر و مشهود است همان پيكره و كالبد فعل است ، و لذا از نقطه نظر ظاهر معيار بزرگى و كوچكى اعمال در نظر گرفتاران در چاه طبيعت همان بزرگى و كوچكى عمل است ، نماز خواندن فراوان ، روزه گرفتن بسيار ، تظاهر بوَرَع و تقوى نمودن ، حالت خضوع و فروتنى به خود بستن ، نرم و آرام