السيد محمد حسين الطهراني

165

امام شناسى (فارسى)

سخن گفتن بسيار مطلوب ، و غير آن نامطلوب ، ولى در عوالم معنى و ملكوت مطلب كاملا به عكس خواهد بود ، در آنجا ظاهر اعمال از نقطهء نظر بزرگى و كوچكى ابداً مورد نظر نيست . آنچه معيّار و ميزان مطلوبيّت و مرغوبيّت است همان نيّت و اخلاص و روحى است كه عمل دارا بوده است ؛ در آنجا ظاهر اعمال مختفى و ملكوت و باطن اعمال ظهور دارد ، در اينجا ظاهر معلوم و باطن مخفى مىباشد مانند عالم خواب و عالم بيدارى . در عالم بيدارى آنچه مشهود است و محسوس ، به كلّى در عالم خواب از بين مىرود ، و شخص كه سر بر بستر خواب مىگذارد تمام ظهورات و آثار عالم بيدارى و خصوصيّات و كيفيّات اين عالم را به كلى محو و نابود مىبيند ، مثل آن كه اصلًا در تمام مدّت عمرش چنين عالمى را نديده است ، و چون بيدار مىشود ، و اين عالم ، خود را بر او عرضه مىكند تمام خصوصيّات عالم خواب را اعتبارى پنداشته ، و مثل آن كه اصلًا در آن عالم نرفته است . تا هنگامى كه انسان به عالم ملكوت پيدا نكرده است غير از مظاهر اين عالم طبيعت و كالبد و پيكرهء ظاهر اعمال چيزى ادراك نمىكند ، ولى چون به واسطه مرگ طبيعى يا غير آن اتّصال با عوالم ملكوت پيدا مىكند ، در آن‌وقت حقيقت و واقعيّتهاى اعمال بر او طلوع نموده ، و سر و كارش ديگر با آنها خواهد بود ، عالم شهادت دست‌خوش نسيان واقع شده و ظهورات نيّتها و واقعيّتها يك عالم نوين را با هزاران برابر آثارى قوىتر از عالم حس بر انسان عرضه مىدارند . تحقيق در معناى صراط انسان در دنيا به‌وسيلهء نفس ، و صفات آن ، و استخدام افعال راهى را در معنى طىّ مىكند ؛ و چون بازگشت نفوس به سوى خداست ، اين راه در ملكوت و نفس انسان نيز به سوى خدا خواهد بود . افراد بنى آدم در پيمودن اين راه بر حسب اختلاف قواى معنوى متفاوتند ، بعضى راه آنان بسيار مستقيم و بعضى كم و بيش منحرف و برخى كاملًا در جاده انحراف در حركت هستند . چون انسان از اوّل عمر خود تا آخرين لحظه حيات ، حالات متفاوتى دارد و ملكات روحيّه و نفسيّه او از حالات مختلفه ، كه نتيجه اعمال متفاوته است حاصل