السيد محمد حسين الطهراني

94

امام شناسى (فارسى)

نَظَرَهُمْ يَنْتَقِلُ مِنْ ابيطالِبٍ الى ابْنِهِ ثُمَّ انْصَرَفُوا مُسْتَهْزِئينَ « 1 » زيرا گذشته از آنكه جمله : « عونك انا حربٌ على ما حاربت » را از نزد خود به حديث اضافه كرده است ، و اين جمله در هيچ يك از روايات ديده نمىشود تفريع رسول خدا را در پاسخ به على آنجا كه فرمودند : فَانْتَ اخى وَ وَصييّى وَ وارِثى وَ خَليفَتى فيكُمْ را حذف نموده است ، و چون در اين عمل شنيع خود كسى را نديد كه از او مؤاخذه كند ، و در اين تصرّفات و تقوّلات بر او خرده گيرد ، آنچه را كه بطور كلى راجع به أميرالمؤمنين عليه السّلام بوده است در طبع دوّم از كتاب خود حذف نموده است . شايد سِرِّ آن همان ملاحظه منظور ابن كثير و أمثال ابن كثير بوده است ، كه بعد از نشر متوجّه شده ، و در طبع دوّم ترميم نموده است ؛ يا آنكه سيل اعتراضات در جرائد و محافل و خرده‌گيرىهاى بسيار راجع به اين موضوع ، و درج جمله اوّل در كتاب خود كه از ناحيه دشمنان اهل بيت عليهم السّلام متوجّه او شده است ، و همين امواج سرزنش و مؤاخذه او را در پرّهء افكنده تا مجبور و مضطّر به حذف و تحريف آن در طبع دوّم شده است « 2 » ، يا آنكه كما آنكه عادت شايع در بسيار از چاپخانه هاست كه بعضى از جملات را كه مورد نظرشان نباشد حذف مىكنند ، و مؤلف چون با آنها اشتراك در منظور داشته از حذف آنها چشم‌پوشى نموده است ، و يا عاجز از دفع آنها بوده است ؟ و بر هر تقدير ، خداوند شعور و ادراك زنده را متوجّه كند ، و امانت موصوفه الهى و حقّ ضايع شده و مورد تأسف را در دلها زنده فرمايد . « 3 » و امّا جهت دوّم از بحث كه دلالت و مفهوم حديث است ، آنكه در اين حديث با اختلاف مضامينى كه در نقل آن شده است جمله : انْتَ اخى وَ وَصييّى وَ

--> ( 1 ) در كتاب « على و الوصية » از ص 4 الى ص 19 روايات بسيارى از طرق مختلفه با ذكر اسناد و علمائى كه اين حديث را در كتابهاى خود نقل كرده‌اند بيان مىكند و نيز در ص 337 مدارك اين حديث را مفصلا شرح داده است ، و در ص 374 كه استدراكات كتاب را بيان مىكند تحت عنوان الحديث الرابع روايت عجيبى در اين مورد از ابو بكر خطاب به عباس بن عبد المطلّب نقل مىكند كه در آن حديث ابو بكر مىگويد : كه رسول خدا چون عشيره را جمع نمود فرمود : فمن يقوم منكم يبايعنى على ان يكون اخى و وزيرى و وصييى و خليفتى فى اهلى ، فلم يقم الخ و نيز در ص 375 نظير آن را نقل مىكند و اين دو حديث را از تاريخ مخطوط ابن عساكر كه صورت فتوگرافى آن در مكتبة الامام أميرالمؤمنين العامة در نجف اشرف است نقل مىكند . و در « مناقب » ابن شهرآشوب ج 1 ص 544 نيز از ابو بكر اين حديث را نقل مىكند ( 2 ) شيخ محمّد جواد مَغنيّة در كتاب « الشّيعة و التّشيّع » ( طبع مكتبة المدرسة و دار الكتاب اللبنانى بيروت ) ص 14 گويد : شيخ محمّد حسن مظفّر در كتاب « دلآئل الصّدق » ج 2 ، ص 233 از كتاب « كنز العمّال » ج 6 ، ص 397 نقل كرده است كه : إنَّ النَّبىَّ قالَ لِعَشيرَتِهِ : قَدْ جِئْتُكُمْ بِخَيْرِ الدُّنْيَا وَ الأخِرَةِ ، وَ قَدْ أمَرَنى رَبّى أن أدْعُوَكُمْ إلَيْهِ ؛ فَأَيُّكُمْ يُوازِرُنى عَلَى أمْرى هَذَا ؟ قالَ عَلىٌّ : أنَا يا نَبىَّ اللَهِ أكونُ وَزيرَكَ عَلَيْهِ فَأَخَذَ النَّبىُّ بِرَقَبَتِهِ وَ قالَ : إنَّ هذا أخى وَ وَصيّى وَ خَليفَتى فيكُمْ ؛ فَاسْمَعوا لَهُ وَ أطيعوا ! فقامَ القَوْمُ يَضْحَكونَ وَ يَقولونَ لِابى طالِبٍ : قَدْ أمَرَكَ أنْ تَسْمَعَ وَ تُطيعَ لِوَلَدِكَ عَلىٍّ ! آنگاه در تعليقه گويد : اين حديث را محمّد حسين هيكل در كتاب « حيوة محمّد » طبع اوّل آورده است ، و در طبع دوّم در مقابل 500 جنيه كه گرفته است ، حذف كرده است ؛ و دليل ما تقابل ميان دو طبع است . نظر كن به تعليقهء ص 114 از « أعيان الشّيعة » ج 1 ، قسمت 1 ، طبع 1960 انتهى . ( جنيه پولى است كه در مصر مصرف مىشود ( 3 ) ترجمه خلاصه آنچه در الغدير جلد 2 صفحه 287 الى 289 وارد شده است