السيد محمد حسين الطهراني
95
امام شناسى (فارسى)
خَليفَتى فيكُمْ وَ اسْمَعوا لهُ وَ اطيعوا آمده است ، و اين نصىّ است از رسول خدا بلكه نصّ جلّى و آشكارى خلافت بلافصل و وصايت آن حضرت ، مانند حديث غدير خم ، غاية الامر اين تنصيص دربدو نبوّت و دعوت ، و حديث غدير در پايان آن ، هنگام نزول جبرائيل و اخبار به آن حضرت به نزديكى و فرا رسيدن مرگ واقع شد . بگذريم از بعضى از رواياتىكه آنفاً ذكر شد ، و در آنها نيز عنوان وارثى و وزيرى و ولىِّ كل مؤمن بعدى و هو بمنزلة هرون من موسى و يقضى دينى و لفظ اسْمَعوا له و اطيعوا وارد شده است ، كه هر يك از آنان نيز صراحت بر ولايت و خلافت آن حضرت دارد . فرض كنيم اگر در مجموع اين احاديث غير از جمله « اخى و وصييى و خليفتى فيكم » نبود باز معلوم است كه اين جمله چقدر بطور واضح و آشكار صراحت بر نصب آن حضرت به مقام خلافت و وصايت را مىرساند . ولايت أميرالمؤمنين از روز اوّل با توحيد خدا و نبوت رسول توأم بوده است بنابراين بهطور يقين مىتوان گفت كه ولايت أميرالمؤمنين عليه السّلام از روز اوّل با شهادت به لا الهَ الَّا اللهُ وَ مُحَمَّدٌ رَسولُ اللهِ شروع شده و عَلِىٌ وَلىُّ الله جمله متّصله و غير قابل انفكاك با آنها بوده است . چون در روز اوّلى كه پيغمبر اقوام خود را به اسلام دعوت نمود و آنان را به اقرار به شهادتين امر فرمود ؛ در همين روز و در همين مجلس آنان را امر به اطاعت مولى الموالى أميرالمؤمنين و پيروى از آن حضرت نموده « 1 » ، و ولايت و خلافت او را اعلان نمود . بنابراين اسلام از روز اوّل كه طلوع كرد با اين سه جمله بود : شهادت به خدا و شهادت به نبّوت رسول الله و شهادت به ولايت علىّ ولىّ الله ، و آنچه را كه شيعه مىگويند از وجوب تبعيت از أميرالمؤمنين يكى از مسائل قطعيّه اسلام است ، و حقيقت تشيّع ، حقيقت اسلام است و افراديكه به شهادتين اكتفا نموده و ولايت و خلافت أميرالمؤمنين را رفض كردهاند جزئى از اسلام را ردّ نمودهاند ، و در واقع اسلام را ردّ نمودهاند . همچنانكه افرادى كه شهادت به توحيد مىدهند و به نبّوت نمىدهند نيز جزئى از حقيقت را اقرار و جزئى را انكار و در واقع حقيقت را انكار نمودهاند . تشيّع و تبعيّت از اهل بيت و اوصياى حضرت رسول الله از روز اول اسلام
--> ( 1 ) جالب اينجاست كه در اين روايت ، نه تنها أميرالمؤمنين عليه السّلام را پس از رحلت خود ، بلكه در زمان حيات خويشتن نيز ولىّ و امام و واجب الطّاعة معيّن فرموده است ؛ زيرا كه ميفرمايد : فَاسْمَعُوا لَهُ وَ أَطِيعُوا . اين عبارات ، وجوب سمع و طاعت را براى آن حضرت در زمان خود رسول الله إثبات مىكند ، و دلالت بر عصمت آن حضرت از همان روز دارد ؛ زيرا بين عصمت و واجب الاتّباع بودن ملازمه است . همچنانكه از همان روز كانَ مِن رَسولِ اللَهِ بِمَنزِلَةِ هَرونَ مِن موسَى إلّا أنَّهُ لَيْسَ بِنَبِىٍّ . و بر اين گفتار ، كلام علّامه آية الله سيّد شرف الدّين عاملى در كتاب « النّصّ و الاجتهاد » ( طبع دوّم ، مطبعة دار النّهج بيروت ) ص 376 در تعليقة اوّل دلالت دارد