السيد محمد حسين الطهراني

87

امام شناسى (فارسى)

اين مرد تو را امر كرده است كه كلام فرزندت را بشنوى و از او اطاعت كنى . « 1 » صحّت اسناد حديث عشيره علّامهء امينى گويد : به عين الفاظى كه طبرى اين حديث را نقل كرده است ابو جعفر اسكافى متكلم معتزلى بغدادى متوفى 240 در كتاب خود بنام نقض العثمانية « 2 » روايت نموده و گفته است كه اين خبر صحيح است ؛ و نيز فقيه برهان الدين در كتاب انباء نجباء الابناء ( ص 46 - 48 ) ، و ابن اثير در كامل ( ج 2 ص 24 ) ، و ابو الفداء عماد الدين دمشقى در تاريخ خود ( ج 1 ص 116 ) ، و شهاب الدين خفاجى در شرح شفا كه متعلّق به قاضى عياض است ( ج 3 ص 37 ) آورده است ، لكن دنبالهء حديث را انداخته است و گفته است كه اين حديث را در دلائل بيهقى و غير او با سند صحيح روايت كرده‌اند . و نيز خازن علاء الدين بغدادى در تفسير خود ( ص 390 ) و حافظ سيوطى در جمع الجوامع همان‌طور كه در ترتيبش آورده در ( ج 6 ص 392 ) از طبرى نقل كرده است ، و در 397 از حفاظ ششگانه : ابن اسحق ، و ابن جرير ، و ابن ابى حاتم ، و ابن مردويه ، و ابى نعيم و بيهقى ، روايت نموده است . و نيز ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغه ( ج 3 ص 254 ) ، و مورخ جرجى زيدان در تاريخ تمدّن اسلامى ( ج 1 ص 31 ) و محمّد حسنين هيكل در كتاب حيات محمد ( ص 104 ) از طبع اوّل آورده‌اند . و روات سند اين حديث همگى از موثقين و مورد اعتماد هستند . اما جماعتى ، ابو مريم عبد الغفار بن قاسم را ضعيف شمرده‌اند ، و اين تضعيف به‌جهت شيعى بودن اوست ، لكن ابن عقده بر او ثناياى فراوان گفته ، و از او تمجيد بسيار به عمل آورده است ، و در مدح او مبالغه نموده همان‌طور كه در لسان الميزان ( ج 4 ص 43 ) از او مدح شده است ، و حفاظ ششگانه فوق نيز روايت خود را به او اسناد مىدهند ، و از او روايت مىكنند ، با آنكه آنها استادان فنّ حديث و ائمّه خبر ، و مراجع جرح و تعديل و ردّ و احتجاج هستند . و هيچ كس حديث عشيره را كه ذكر شد ضعيف نشمرده ، و به‌جهت ابومريم در

--> ( 1 ) تاريخ طبرى ج 2 ص 62 و « 63 ( 2 ) شرح نهج البلاغة » ابن أبى الحديد ، ج 3 ، ص 263 [ 267 ] و از طبع 20 جلدى : جلد 13 ، ص 219 . علّامه آية الله سيّد شرف الدّين عاملى در كتاب « المراجعات » طبع اوّل ، ص 111 ، پس از نقل اين مطلب از « شرح نهج البلاغة » ابن أبى الحديد ، در تعليقه گويد : كتاب « نقض العثمانيّة » از كتب بىنظير است ، و واجب است بر هر شخص بحّاثِ از حقائق كه به آن مراجعه كند . و آن ، در ص 257 و ما بعد آن تا ص 281 [ 286 ] از مجلّد 3 از « شرح نهج البلاغة » ابن أبى الحديد ، در شرح آخر خطبهء قاصعه موجود است