السيد محمد حسين الطهراني

79

الله شناسى (فارسى)

اين مسئله در اسلام بقدرى روشن و مستدلّ و مبرهن و واضح است كه مجوسيان قديم با آن همه تصلّب در دوگانه‌پرستى ، و با وجود حكما و فيلسوفان عالىقدرشان در آن مسئله ، و با وجود عقل و درايت و كياستشان ؛ بدون تأمّل توحيد قرآن را پذيرفتند و بدان معتقد شدند . و يكباره آن مذهب قويم و اصيل كه در ميانشان شايد هزاران سال رسوخ كرده و ريشه دوانيده بود ، چنان از ميان رفت و از بيخ و بن بركنده شد كه در همان اوان مبدأ اسلام ، فلاسفهء نامى توحيدى و قرآنى در ميانشان به ظهور پيوست كه حقيقةً موجب عبرت عالم گشت . زردشت كه پيامبر الهى بود و براى رفع مادّهء ثنويّت در تكوين قيام كرد ، نتوانست كارى از پيش ببرد . و با آنكه دعوت به توحيد نمود ، و شرور را از مبدأ اهريمن كه مخلوق خدا بود دانست ، و در خلقت و در صفت يگانه مؤثّر را اهورامزدا معرّفى نمود ؛ مع‌ذلك پس از وى ديرى نپائيد كه شريعت او دگرگون شد و عامّهء مردم به همان ثنويّت معتقَد بومى و ريشه دار و عميق خود بازگشت نمودند ، و آئين او را مبدَّل و مُحرَّف ساختند . و حقّاً و حقيقةً اعجاز و كرامت و اصالت قرآن كريم و رسالت پيامبر ماست كه اين‌گونه در شراشر وجود ايرانيان قديم و پارسيان كهن تأثير كرد ، تا از جان و دل دين توحيد را قبول كردند و اهورامزدا و اهريمن ( يزدان و ديو ) را به خاك نسيان سپردند . و دانشمندانى با فهم و حكمائى صاحب انديشه و مورّخينى داراى مبدأ وحدت ، و بالاخره مفسّرينى ذَوى العزّةِ و المقام و مجاهدينى راستين تربيت نموده و به جهان بشريّت تقديم داشتند . در اينجا چون بحث ما دربارهء ثنويّت و منع و طرد آن از نقطهء نظر اسلام مطرح است و در مقام ابطال عقيدهء أصالة الوجود و الماهيّة و مذهب شيخيّه برآمده‌ايم ، و اصول معتقدات ايشان را از اين جهت سست و بىبنيان ساختيم و