السيد محمد حسين الطهراني

80

الله شناسى (فارسى)

ارائه نموديم كه تمام اين مصائب فرهنگى و عقيدتى كه شيخ احسائى را در دامن ثنويّت پوسيدهء از هم گسستهء وارفته انداخته است فقط عدم عرفان او به مسائل حكمت و اصول مُتقَنهء فلاسفه و ممشاى صحيح عرفاء بالله و اولياى خدا بوده است ، كه به اتّكاء به فكر خود وارد در مسائل معقول شد و نتوانست از آنجا جان سالم به در برد ؛ سزاوار است براى مزيد توضيح و بيان ريشه ثنويّت قدرى از گفتار صديق ارجمند مرحوم آية الله حاج شيخ مرتضى مطهّرى أعلَى اللَّه مقامَه را در اينجا به عنوان زنده داشتن نام او و ذكر او و كلام او بياوريم . وى پس از آنكه چندين پرسش را از جانب مادّيّون و كمونيستها و سائر افرادى كه به مسائل توحيدى اطّلاع ندارند دربارهء شرور و مضرّات و آلام و مصائب و امراض و مرگها و ميكربها و زلزله‌ها و سيل‌ها و افراد معلول بالاخصّ متولّدين از آنها مطرح مىكند ، مطلب را مىرساند به اينجا كه : « اين‌ها انواع پرسشهائى است كه در زمينهء عدل و ظلم مطرح مىشود . البتّه عين همين پرسشها را با اندكى اختلاف تحت عناوين ديگرى كه آنها نيز مانند عدل و ظلم از مسائل الهيّات است مىتوان طرح كرد ، از قبيل غايات در علّت و معلول و مسألهء عنايت الهيّه در بحث صفات واجب . . . عين همين مسائل با اندكى اختلاف تحت عنوان « خير و شرّ » در مسألهء توحيد قابل طرح است . صورت اشكال اينست كه : در هستى دوگانگى حكمفرماست ، پس بايد دو ريشه‌اى باشد . حكما مسألهء خير و شرّ را گاهى در باب توحيد براى ردّ شبههء ثنويّه ، و گاهى در مسألهء عنايت الهيّه طرح مىكنند كه مربوط به حكمت بالغه است . در اينجاست كه گفته مىشود : عنايت الهى ايجاب مىكند كه هر چه موجود مىشود خير و كمال باشد ، و نظام موجود نظام احسن باشد ؛ پس شرور و نقصانات كه ضربه به نظام احسن مىزنند نمىبايست موجود شوند و حال آنكه