السيد محمد حسين الطهراني
77
الله شناسى (فارسى)
--> - سحر و جادو گرديد و زردشت بر ضدّ اينگونه عقائد برخاست . زردشت يا زراتُشترا پسر پورشَسْب بود . دربارهء محلّ تولّد و تاريخ ظهور او اختلاف است ؛ برخى او را از اورميّهء آذربايجان و بعضى از رىّ و دستهاى از بلخ باختر ( در شمال افغانستان كنونى ) دانستهاند . زمان ظهور او را نيز به اختلاف از حدود شش هزار سال تا ششصد سال پيش از ميلاد نوشتهاند . زردشت را در سى سالگى خداوند مأمور كرد كه مردم را به خداى يگانه دعوت كند ، و او بدين كار همّت گماشت و به اصلاح آئين قديمى ايران پرداخت ولى جمعى از روحانيّون و جادوگران با او مخالفت كردند و به كشتن او كمر بستند . زردشت ناگزير به مشرق ايران رفت و در حدود سيستان و افغانستان كنونى به تبليغ دين خويش پرداخت و چون در اين نواحى نيز به سبب مخالفت مغان كارش پيشرفتى نكرد ، به دربار گُشْتاسْپ ( ويشتاسپ ) پادشاه بلخ رفت و او را به دين خويش در آورد و به يارى جاماسْب وزير او دين خود را رونقى داد . ولى عاقبت در جنگى با مردم توران كه ارجاسپ رئيس ايشان بود كشته شد . اوستا : كتاب مقدّس زردشتيان « اوِستا » نام دارد ، و ظاهراً اين كتاب در زمان ماديها به صورت نوشته درآمده است . از كتاب اوستا در زمان شاهنشاهان هخامنشى دو نسخهء رسمى وجود داشت كه يكى در تخت جمشيد بود ، و چون اسكندر كاخهاى شاهى آنجا را آتش زد نسخهء مزبور هم سوخت . نسخهء ديگر هم بدست يونانيان افتاد و ايشان از آن نسخه آنچه را كه مربوط به علوم پزشكى و نجوم و أمثال آن بود به يونانى ترجمه كردند و پس از انجام اين كار آن را نيز سوزاندند . چنان كه در تاريخ اشكانيان خواهيم گفت ، بلاش اوّل پادشاه اشكانى فرمان داد تا اوستا را جمع آورى كنند . و اردشير بابكان سر سلسلهء ساسانيان هم يكى از روحانيان دانشمند ايران را مأمور كرد كه اوستا را مرتّب نمايد . پس از وى پسرش شاپور اوّل هم قسمتهائى را كه مردم يونان و هند و سائر كشورها در پزشكى و نجوم و فلسفه و أمثال آن از اوستا گرفته بودند گرد آورده بر آن افزود . در زمان ساسانيان تفسيرى هم بر اوستا به زبان پهلوى