السيد محمد حسين الطهراني

73

الله شناسى (فارسى)

ولى خود شيخيّه در عوض يك اصل ديگر كه آن را « رُكن رابع » خوانند در باب اعتقاد به شيعهء كامل كه واسطهء دائمى فيض بين امام و امّت است ، بر اصول دين افزوده‌اند ؛ و شكّى نيست كه شيخ احمد احسائى و بعد از او حاجى سيّد كاظم رشتى در نظر شيخيّه شيعهء كامل و واسطهء فيض بوده‌اند . بعد از فوت حاجى سيّد كاظم رشتى در سنهء 1259 ابتدا معلوم نبود كه جانشين وى يعنى شيعهء كامل بعد از او كه خواهد بود ، ولى طولى نكشيد كه دو مدّعى براى اين مقام پيدا شد ؛ يكى حاجى محمّد كريمخان كرمانى كه رئيس كلّ شيخيّهء متأخّرين گرديد ، ديگر ميرزا على محمّد باب شيرازى كه خود را به لقب « باب » يعنى « دَر » مىخواند . مفهوم و مقصود از اين كلمه همان معنى بود كه از شيعهء كامل اراده مىشد . » . . . با مراجعه به آثار شيخ مرحوم احسائى مسلّم مىشود كه او مَذاق اخبارى داشته ليكن اخبار و احاديث را به مَشرب فلسفى خود توجيه و تشريح مىكرده ، و با عرفان و عرفاء و فلسفهء إشراق و مَشّاء مخالف بوده ، و كتاب « شرح فوائد » او

--> - ايرادها و اشكالهاى مسألهء « عدل الهى » در سطح پائين و وسيع عامّه جريان دارد . در اين مسئله دهاتى بىسواد هم تشكيك مىكند فيلسوف متفكّر هم مىانديشد ؛ ازاين‌جهت مسألهء عدالت داراى اهمّيّتى خاصّ و موقعيّتى بىنظير مىباشد ، و شايد به همين سبب باشد كه در رديف ريشه‌هاى دين قرار گرفته و دوّمين اصل از اصول پنج‌گانهء دين شناخته شده است ، و گرنه عدل يكى از صفات خداست و اگر بنا باشد صفات خدا را جزء اصول دين بشمار آوريم لازم است علم و قدرت و اراده و . . . را نيز در اين شمار بياوريم . بحث عدل در اسلام سابقهء طولانى و ممتدّى دارد ، و طرح آن در ميان مسلمين از قرن دوّم هجرى شروع شده ؛ و همين مسئله است كه موجب پيدايش دو فرقهء عظيم اشاعره و مُعتزله كه عدليّه نيز ناميده مىشوند گرديده است . »