السيد محمد حسين الطهراني
53
الله شناسى (فارسى)
است و آيه مَدَّ الظِّلَّ براى مثال و تنظير آورده شده است ، حالت خورشيد و ظلّ را در تمام شبانه روز مدّ نظر گرفت . از زوال شمس تا نيمهء شب كه رفته رفته ظلّ گسترده مىشود و تاريكتر مىشود ، حكم معاندينى را دارد كه در اثر تابش خورشيد رسالت ، متابعت از آن نكرده و روز به روز بر ضلالت و جهالتشان افزوده مىگردد تا به حدّ نهائى خود مىرسد . و از نيمهء شب تا زوال شمس حكم معاندين و گمراهانى را دارد كه بواسطهء شمس رسالت ، رفته رفته عنادشان را از دست داده و پيوسته داراى صفا و ايمان مىشوند ، تا زوال شمس كه ذرّهاى از ظلمت در آنها وجود ندارد . ايشان موحّد صرف و انسان كامل گشتهاند ، و پاك و مطهّر و اهل يقين و عرفان شدهاند . و سايهء هستيشان را خداوند جذب نموده و « قَبْضاً يَسِيراً » دربارهء آنان صادق مىشود . بارى ، در امكان عبور از مراحل نفسانى و منازل خويشتن و وصول به مقام فعليّت تامّهء انسانى و حرم حضرت كبريائى ، فخر الفلاسفة و الحكماء مرحوم حاج ملّا هادى سبزوارى قدَّس اللهُ تربتَه « 1 » غزليّات آبدارى به طالبان
--> ( 1 ) مرحوم دكتر قاسم غنىّ در مجلّهء « يادگار » عبّاس اقبال آشتيانى ، سال اوّل ، شمارهء 3 ( ذوالقعده 1363 قمريّه ) از ص 43 تا ص 48 شرح ترجمهء احوال حكيم سبزوارى قدَّس اللهُ سرَّه را ذكر كرده است ، و ما قدرى از آن را در اينجا ذكر مىنمائيم : حاج ملّا هادى بزرگترين حكيم قرن سيزدهم هجرى ، و شايد بعد از آخوند ملّا صدرا معتبرترين مدرّسين فلسفهء اشراق است . قبل از حملهء مغول كه مَعاهد علمى و مدارس اسلامى دائر بود ، دو مسلك مهمّ فلسفى يكى حكمت مشّاء بطريقى كه أبو على سينا آن را مدوّن ساخته بود و ديگرى عقيدهء وحدت وجودى محيى الدّين بن العربىّ كه مركّبى از حكمت اشراق و عرفان است ، در ممالك اسلامى رائج بود . و مدرّسين حكمت اين دو فلسفه را تدريس مىكردند ، و در هر عهد و عصرى به مقتضاى زمان و مكان شروح و