السيد محمد حسين الطهراني

50

الله شناسى (فارسى)

و در تعبير خدا از ازاله و نسخ ظلّ به لفظ « قبض » و جذب ظلّ را بسوى خود ، و توصيف قبض را به عبارت « يسير » ؛ همه و همه دلالت است بر كمال قدرت الهيّه ، و اينكه از براى وى كارى دشوار نيست ، و اينكه فقدان اشياء پس از وجودشان عبارت از بطلان و انعدامشان نمىباشد بلكه رجوع و بازگشت است بسوى خداى تعالى . تفسير حقير در كيفيت اطلاق آيه « مَدَّ الظِّلَّ » و آنچه را كه ما ذكر كرديم در تفسير « مَدَّ الظِّلَّ » به تمديد سايه پس از زوال شمس ، گرچه معنىاى است كه مفسّرين ذكر نكرده‌اند ؛ و ليكن سياق آيات - به‌طورىكه اشاره بدان نموديم - ملائمت با غير آن از آنچه را كه مفسّرين گفته‌اند ندارد . مانند گفتار بعضى كه : مراد ظلّى است كه ما بين طلوع صبح صادق تا طلوع آفتاب كشيده مىشود . و مانند گفتار بعضى كه : مراد ظلّى است كه ما بين غروب شمس تا طلوع آن است . و مانند گفتار بعضى كه : مراد آن سايه‌اى است كه از مقابلهء كوههاى مستحكم يا بناء يا درخت در برابر نور خورشيد پس از طلوعش پديدار مىگردد . و مانند گفتار بعضى كه - و اين سخيف‌ترين گفتار است - : مراد روزى است كه خداوند آسمان را بيافريد و آن را به مثابهء قُبّه‌اى قرار داد ، پس از آن زمين را در زير آسمان بگستراند ، و آسمان سايه‌اش را بر زمين بيفكند . » « 1 » در آنچه حضرت استاد در اين مقام افاده فرموده‌اند كه در نهايت اتقان و استحكام است ، جاى شبهه و ترديد نيست ؛ و ليكن براى حقير مطلبى در پيرامون فرمايشاتشان به نظر رسيده است كه ذكر آن بىمناسبت نمىباشد . و آن اينست كه : چرا ظلّ را منحصر به ظلّ خورشيد از زوال خورشيد تا غروب آن

--> ( 1 ) « الميزان فى تفسير القرآن » ج 15 ، ص 244 و 245