السيد محمد حسين الطهراني

47

الله شناسى (فارسى)

ممكنات . زيرا وجودى براى ممكن نمىباشد مگر به مجرّد اين نسبت . و گرنه وجود عين حقّ است . و ممكنات با عدميّت خودشان در علم حقّ ثابت هستند . ممكنات شئون ذاتيّهء حقّند . بنابراين ، عالم صورت حقّ است . و حقّ هويّت و روح عالم است . و اين تعيّنات در وجود ، احكام اسم « الظّاهر » حقّند كه آن الظّاهر ، مَجلاى اسم « الباطن » است ؛ و اللَّه أعلم بالصّوابِ و إليْه المرجعُ و المَآبُ . « 1 » در توضيح پيرامون شرح سيّد حيدر حديث كميل را بالجمله اين شرح و تفصيلى بود از حديث كميل كه سيّد حيدر ذكر كرده است ، و الحقّ در توضيح و تفسير آن از شرع و عقل و شهود چيزى را فروگذار ننموده است . امّا در دو جا بجاى تمسّك به تأويل قرآن ، تمسّك به ظاهر لفظ كرده و ارادهء تأويل از آن نموده است : اوّل : در آيه كُلُّ مَنْ عَلَيْها فانٍ گفته است : وَ أرادَ بِ « عَلَيْهَا » حَقيقَةَ الْوُجودِ الْقائِمَة بِها الْمَوْجوداتُ « 2 » . با آنكه روشن است از جهت لفظ قرآن و ارادهء معانى ظاهريّه ، مرجع ضمير در عَلَيْهَا بايستى به الارْض ( زمين ) باشد نه حقيقت وجود . سپس در معنى تأويلى ، اگر از آن بتوان آن معانى را استنتاج نمود اشكال ندارد . معانى باطنيّهء قرآن تنافى و ضدّيّت با معانى ظاهريّهء آن ندارد ، بلكه در طول يكدگر مىباشند . با حفظ معانى ظاهريّه مىتوان تمسّك به بواطن قرآن كرد ؛ نه آنكه معنى باطنى آن ، معنى ظاهرى را ابطال كند و از تمسّك و استظهار

--> ( 1 ) « جامع الاسرار و منبع الانوار » سيّد حيدر آملى ، با مقدّمه و تصحيح هانرى كربن ، در ضمن الاصل الاوّل ، القاعدة الرّابعة ، از ص 170 تا ص 180 ، تحت شماره‌هاى 327 إلى 343 ( 2 ) همان مصدر ، ص 176