السيد محمد حسين الطهراني
23
الله شناسى (فارسى)
جميع معلومات ، قادر است بر جميع ممكنات ؛ و همچنين در سائر صفات . و به وى تكليف نشده است كه اعتقاد نمايد به صفتى در خدا كه در وى مثل آن يافت نمىشود ، و به وجهى از وجوه مناسب آن صفات در او وجود ندارد . و اگر به چنين امرى مكلّف مىگشت ، حقيقت تعقّل آن براى وى غير ممكن مىبود . و اين يكى از معانى قوله عليه السّلام است : مَنْ عَرَفَ نَفْسَهُ فَقَدْ عَرَفَ رَبَّهُ - تمام شد كلام بعض المحقّقين . علم عادى ، علم اليقين ، عَين اليقين ، حقّ اليقين بدان : آن معرفتى كه افهام بشر امكان وصول بدان را دارد داراى مراتب متخالفه و درجات متفاوتهاى است . محقّق طوسىّ طابَ ثَراه در برخى از مصنَّفاتش گفته است كه : مراتب آن معرفت به مثابهء مراتب آتش مىباشد « 1 »
--> ( 1 ) در « رَوضات الجنّات » از طبع بيروت ، ج 3 ، ص 184 آورده است كه : « من در تاريخ حمد الله مستوفى ديدم كه « بو على سينا » با « بو سعيد » در محلّى با هم ملاقات كردند . چون از همدگر جدا شدند ، از هر يك از آنان از احوال ديگرى پرسيدند . شيخ أبو سعيد گفت ما أنا أراه هو يَعلم . يعنى « آنچه را كه من مىبينم او مىداند » . و شيخ أبو على گفت : ما أعلَمه هو يراه . يعنى « آنچه را كه من مىدانم او مىبيند . » صاحب « روضات » در اينجا مىگويد : « گفتار اين دو عالم اشاره مىباشد به درجات علم اليقين و عين اليقين و حقّ اليقين ، و به عبارةٍ اخرى : يقين خبر و يقين دلالت و يقين مشاهده ، و به تقرير سوّم : مكاشفه در خبر دادن و مكاشفه به اظهار قدرت و مكاشفهء قلوب به حقائق ايمان . و هر يك از اين سه لفظ ( علم و عين و حقّ ) به معنى نفس يقين است ، با اين تفاوت كه بنا بر اصطلاح آنان علم اليقين عبارت است از آنچه با شرط برهان حاصل مىگردد ، و عين اليقين عبارت است از آنچه با شرط بيان حاصل مىشود ، و حقّ اليقين عبارت است از آنچه با صفت عيان بدست مىآيد . و مثال آن را به اين زدهاند كه حقيقت معنى آتش را با تعريف ديگران ، و يا با چشمان خود ، و يا بواسطهء تأثير آن در وجود خودش بفهمد . پس علم اليقين براى عاقلان است ، و عين اليقين براى عالمان ، و حقّ اليقين براى عارفان . »