السيد محمد حسين الطهراني

22

الله شناسى (فارسى)

كَمَالُهَا ، وَ تَتَوَهَّمُ أَنَّ عَدَمَهُمَا نُقْصَانٌ لِمَنْ لَا يَتَّصِفُ بِهِمَا . وَ هَكَذَا حَالُ الْعُقَلاءِ فِيمَا يَصِفُونَ اللَّهَ تَعَالَى بِهِ انْتَهَى كَلامُهُ صَلَواتُ اللَّهِ عَلَيْهِ . « تمام چيزهائى را كه شما با دقيق‌ترين معانى با افكار خودتان تشخيص و تميز مىدهيد و آن را خدا مىپنداريد ، آفريده‌ايست ساختهء شما مانند خود شما ، و بازگشتش به سوى شما مىباشد ! و شايد مورچگان كوچك توهّم كنند كه خداى تعالى نيز مانند آنها دو عدد شاخ دارد ، چرا كه كمال آنها به آنست ؛ و گمان كنند كه نداشتن آن نقصان است براى آن كس كه متّصف بدانها نبوده باشد . و همچنين است احوال عقلاى عالَم در صفاتى كه خداى تعالى را بدان توصيف مىنمايند - تمام شد كلام حضرت امام باقر صَلوات اللَّه عَليه . » بعضى از محقّقين « 1 » گفته‌اند : اين گفتارى است دقيق و داراى متانت و استحكام ، و جالب و زيبا كه از مصدر تحقيق و مورد تدقيق صادر شده است . و سرّ اين مطلب آن مىباشد كه : تكليفى كه به افراد بشر مىشود متوقّف است بر معرفت خداوند متعال بر حسب وسع و طاقت آنها . و آنچه را كه بدان مكلّف مىباشند آنست كه خدا را بشناسند با صفاتى كه بدان انس و الفت گرفته‌اند و آن صفات را در وجود خودشان ديده و نگريسته‌اند ، با سلب نقائصى كه از انتساب آن صفات به انسان ناشى مىگردد . و از آنجا كه انسان وجودش واجب بالغَير است و عالم و قادر و مريد و حىّ و متكلّم و سميع و بصير مىباشد ، مكلّف شده است كه همين صفات را در حقّ خداوند متعال با سلب نقائص ناشى از انتسابشان به انسان ، اعتقاد بنمايد . به اينكه معتقد شود خداى تعالى واجب است لذاته نه بالغير ، عالم است به

--> ( 1 ) مراد محقّق دَوّانى است .