السيد محمد حسين الطهراني

374

الله شناسى (فارسى)

از بين برود . و در آن صورت آن انسان كامل بدون هيچ‌گونه تأثيرى با ذات مطلقه‌اى كه نه اسماء و نه نعوت نمىتوانند آن را تقييد كنند ، باقى خواهد ماند . و لهذا آن انسان كامل در نهايت حالت صَحْو ( هشيارى ) خواهد بود ، به مثابه پيامبران الهى ؛ چرا كه پيامبران كامل‌ترين طوائف هستند . به سبب آنكه مرد كامل چون در غايت قرب بوده باشد ، به دو آشكارا مىشود در كمال عبوديّتش ؛ و كمال ذات ايجادكنندهء خود را مشاهده مىنمايد . و چون به آنچه را كه ما براى تو محقّق داشتيم رسيدى و ادراك نمودى ، خواهى دانست كه چشش و ذوق تو با چشش و ذوق مردان كاملى كه خداوند ايشان را در اسم برگزيده و از اسم اختيار كرده و از اسم مبرّى و منزّه كرده است ، در كدام موقعيّت و كدام محلّ واقع مىباشد ؟ ! پس ايشان و خدا ، مِثل خدا و ايشان است . بنابراين حضرت پيامبر كه او انسان كامل از آنان است ، آن بندهء مقرّب را عصر ناميده است . به علّت آنكه عصر ( فشردن ) در لغت به معنى ضميمه كردن چيزى است به چيز ديگرى براى خاطر آنكه از آن ضمّ و فشار و برخورد ، شىء مورد نظر بدست آيد . پس نفس و ذات بندهء مطلقى كه در عبوديّت او شائبه‌اى از ربوبيّت به وجهى از وجوه باقى نمانده است ، منضمّ گرديده است به ذات حقّ مطلقى كه شائبه‌اى از عبوديّت به وجهى از وجوه در آن نيست ؛ و اين ضمّ از اسم الهى است در طلب كون و ايجاد . پس چون اين دو ذات بدين‌گونه از مقابله با هم روبرو شده و مقابله نمودند ، نتيجهء فشرده‌شدهء بدست آمده از فشار و ضميمه ، عين كمال حقّ و عبد است ؛ و همان عبارت مىباشد از مطلوبى كه براى آن عصر و فشار پديد آمده است . حال اگر فهميدى آنچه را كه ما به آن اشاره نموديم ، پس كامياب و