السيد محمد حسين الطهراني

366

الله شناسى (فارسى)

است . و در آنجا آورده است كه : « چون شرحى بر آن نگاشته نشده بود تا مشكلات عبارت آن را سهل و آسان كند و از وجوه معانى آن نقاب اختفاء برگيرد ، مرا بعضى از احباب بر آن داشتند كه شرحى بر آن بنگارم تا حجاب از رخ معانى راقيهء آن بردارد ، و چهرهء محبوب را چنان كه بايد بنماياند ؛ لهذا اين شرح را به رشتهء تحرير بركشيدم . زيرا اگرچه شرحى كه مولاى جليل و فاضل نبيل بارع شامخ شيخ أحمد بن زين الدّين احسائى حرسه الله تعالى عن الآفات و حفظه عن العاهات نموده بود ، شرحى بود مفصّل ، ليكن همه‌اش در حكم دُمَل و آماس و جراحت بود . ( فَشَرَحَها شَرْحاً كانَ كُلُّهُ جَرْحًا . ) زيرا وى مراد از الفاظ و عبارات را نفهميده است ، چون اطّلاع بر اصطلاحات نداشته است ؛ با وجود آنكه وى عظيم الشّأن در فهم مطالب ، و منيع المكان در نيل مآرب ، و رفيع الرّتبه در تحقيق حقائق ، و جليل المرتبة در تحقيق دقائق بوده است . » ردود شيخ احسائى بر كتاب عرشيّهء ملا صدرا همگى معيوب است شرح عرشيّهء شيخ احسائى بسيار مطوّل ، و در سيصد و پنجاه و دو صفحهء رحلى ، در بيش از يك قرن پيش طبع سنگى شده است . و ما در اينجا براى روشن نمودن طريقهء بحث و موارد تزييف و عيوبى كه در آن موجود است ، فقط به ذكر يك بحث از بحثهاى نخستين او اكتفا مىكنيم و پس از آن به ذكر برخى از سائر گفتار او در ردّ آن حكيم متألّه با نقل عين عبارات او مىپردازيم . امّا آن يك بحث ، اينست كه مىگويد : « قالَ : الْمَشْرِقُ الاوَّلُ ، فى الْعِلْمِ بِاللَّهِ وَ صِفاتِهِ وَ أسْمائِهِ وَ آياتِهِ ؛ وَ فيهِ قَواعِدُ : قاعِدَةٌ لَدُنّيَّةٌ ، فى تَقْسيمِ وَ إثْباتِ أوَّلِ الْوُجودِ : إنَّ الْمَوْجودَ إمّا حَقيقَةُ الْوُجودِ أوْ غَيْرُها ، وَ نَعْنى بِحَقيقَةِ الْوُجودِ ما لا يَشوبُهُ شَىْءٌ غَيْرُ الْوُجودِ مِنْ عُمومٍ أوْ خُصوصٍ أوْ حَدٍّ أوْ نِهايَةٍ أوْ