السيد محمد حسين الطهراني

357

الله شناسى (فارسى)

حُسنى هستند كه امامان دوازده‌گانهء شيعه بوده ، و جميع عبادات و افعال و مقاصد مردم و سائر مخلوقات براى آنهاست و بدانها منتهى مىگردد . خداوندِ قديم ، با اسماء و صفات خود مربوط نمىباشد . ذات او بَحْت و بسيط ، و اسماء و صفاتِ كماليّهء او از ممكنات و حادثات هستند . عرفان انسان به خدا مستحيل است ، و غايت عبادت خلائق در عبوديّتشان همان اسماء و صفات عينيّه هستند كه آنها از حوادث بوده و قديم نيستند . و غير از خود ذات حقّ تعالى قديمى وجود ندارد ؛ و آن نيز بواسطهء قدمت و عدم تناهى و تجرّد ، از جميع ما سوى كه اهمّ آنها صفاتِ كماليّه و اسماءِ جماليّه و جلاليّهء اوست منعزل ؛ و موجودات هم از وى منعزل مىباشند . بنابراين ، اصلِ عالم غير ذات بحت و بسيط كه خشك و خالى از همهء صفات و اسماء است - و در نتيجه و اثر فاقد جميع آنها ، و متّصف به نقيض آنها چون جهل و عجز و كرى و كورى و فقدان و نارسائى است - چيز ديگرى متصوّر نمىباشد . اين گفتار شيخ در جميع كلمات او ، در شرح خود بر عرشيّهء ملّا صدراى حكيم ، و نيز در شرح زيارت جامعهء كبيره ، و در كتاب « جوامع الكلم » كه در پاسخ افراد بسيارى از سؤالاتشان تحرير يافته است ، و در شرح ، « رسالة علميّه » در ردّ ملّا محمّد محسن فيض كاشانى بطور وافر و كثير ، موجود و مشاهده مىگردد . آية الله محقّق شيخ محمّد حسين آل كاشف الغطاء در كتاب « جَنّةُالمأوَى » چون به مناسبتى ذكر از نفس الهيّهء ملكوتيّه به ميان مىآورد كه اعلا درجهء آن روح القدس است كه متّصل است به مبدأ اعلى ، و عبارت است از ارواح انبياء و ائمّه عليهم السّلام ، و عبارت است از « عقل اوّل كلّى » و « اوّلُ ما خَلَق الله » ، و همانست « حقيقت محمّديّه » كه تحمّل رسالت عظمى و زعامت