السيد محمد حسين الطهراني

19

الله شناسى (فارسى)

الْيَقِينِ * ثُمَّ لَتُسْئَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ . از خود آيه فى حدّ نفسها استفاده مىشود كه نعيم مطلب بسيار نفيس و ارزنده‌ايست ، بلكه نفيس‌ترين و باارزش‌ترين مهمّات و اهداف عالم خلقت بايد بوده باشد . و همان‌طور كه حضرت فرمودند ، از واقعيّت وجود يك شخص از اوّل عمر تا آخر عمر اين‌همه نعمتهاى خدائى را كه ديده و مصرف كرده ، از آنها سؤال شود ؛ اين به حسب ظاهر از مفاد خود آيه خيلى بعيد است . يعنى افراد بشر بايستى در دنيا از تمام مواهبى كه خداوند به آنها عنايت فرموده است ، آن نعمت حقيقى و واقعى ، آن ولايت كه ربط بين عالم خلقت و ذات پروردگار است ؛ ربط بين مخلوق و خالق است ، ربط بين حادث و قديم است ، ربط بين ممكن الوجود و واجب الوجود است ؛ آن را با كَدّ و سعى جستجو نموده و آن را بدست آورند . اگر بدست آمد أهدَى سَبيلًا است ، و گرنه إضلال است . همهء مردم در دنيا زيست مىكنند ، معاشرت مىنمايند ، نكاح مىكنند ، غذا مىخورند ، استراحت مىكنند ، مىخوابند ، در مشاغل مانند هم باغبانى و زراعت و تجارت و صناعت مىكنند ؛ ولى يك عدّه فقط نظر به ظاهر اين امور دارند و از باطن اعراض دارند ، اين‌ها بَدَّلُوا نِعْمَتَ اللَّهِ كُفْراً « 1 » هستند . يك عدّه در بين اين امور متكاثره و كثيره ، دنبال حقيقت واحده هستند ، اين مىشود نعيم . » « 2 »

--> ( 1 ) آيه 28 ، از سورهء 14 : إبراهيم : أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ بَدَّلُوا نِعْمَتَ اللَّهِ كُفْراً وَ أَحَلُّوا قَوْمَهُمْ دارَ الْبَوارِ . « آيا نظر نيفكنده‌اى بسوى كسانى كه نعمت خدا را تبديل به كفران نمودند ، و قوم خودشان را به خانهء هلاكت وارد ساختند ؟ ! » ( 2 ) « مهر تابان » يادنامهء علّامه ، بخش دوّم : مصاحبات ، ابحاث قرآنى ، ص 102 تا ص 104