السيد محمد حسين الطهراني
20
الله شناسى (فارسى)
كلام شيخ بهائى ( ره ) در « أربعين » در مراتب معرفت حقّ تعالى آيت الهى ، حكيم ، متكلّم ، مفسّر ، محدّث ، فقيه ، اصولى ، شاعر بارز ، جامع علوم رياضيّه و طبيعيّه و هيئت و نجوم و علوم غريبه ، كه حقّاً از مفاخر اسلام است ، علّامه شيخ بهاء الدّين محمّد عامِلىّ جُبَعىّ أعلى اللهُ تَعالَى مَقامه مطلبى را در اين باب ذكر كرده است كه از جهت جامعيّت آن ، نقل آن در اين مقام شايسته مىباشد . وى مىگويد : تَبصِرةٌ : مراد از معرفت خداى تعالى اطّلاع بر نُعوت و صفات جلاليّه و جماليّهء اوست به قدر طاقت بشر . و امّا اطّلاع بر حقيقت ذات مقدّس وى ابداً مورد چشم داشت و نظر و اميد و طمع فرشتگان مقرّب و پيامبران و رسولان او نمىباشد ، تا چه رسد به ديگران . و كافى است در اينجا گفتار سيّد البشر : مَا عَرَفْنَاكَ حَقَّ مَعْرِفَتِكَ ! « ما آنطور كه بايسته و شايسته است ترا نشناختهايم ! » و در حديث وارد است : إنَّ اللَّهَ احْتَجَبَ عَنِ الْعُقُولِ كَمَا احْتَجَبَ عَنِ الأبْصَارِ . وَ إنَّ الْمَلَأ الاعْلَى يَطْلُبُونَهُ كَمَا تَطْلُبُونَهُ أَنْتُمْ ! « تحقيقاً و واقعاً خداوند از عقلها و انديشهها پنهان شده است همانطور كه از چشمها پنهان شده است . و تحقيقاً موجودات مجرّدهء عوالم ملكوت بالا وى را مىطلبند همانطور كه شما مىطلبيد ! » بنابراين توجّه و التفات مكن به كسى كه مىپندارد او به كُنْه حقيقت ذات مقدّسهء او و اصل گرديده است ، بلكه در دهان چنين كسى خاك بپاش ! زيرا بدون ترديد گمراه شده ، و راه غوايت پيموده ، و دروغ و افتراء بسته است ! زيرا امر ذات رفيعتر و پاكتر است از آنكه در خواطر بشر متلوّث و آلوده گردد . و هر چه را كه عالِم راسخ در دين تصوّر كند ، آن از حرم كبرياى حضرت وى فرسنگها دور تر است . و دورترين چيزى كه فكر عميق بدان دست مىيابد ، آن غايت و نهايت