السيد محمد حسين الطهراني
328
الله شناسى (فارسى)
و در اين مقام معلوم مىشود آن كس كه گفت : أَنا الحَقّ و آن كس كه گفت : سُبْحانى ما أعْظَمَ شَأْنى ، نه دعوى الهيّت كردهاند ؛ بل نفى انّيّت خود و اثبات انّيّت غير خود كردهاند و هُوَ المَطْلوب . » رياضاتى هم كه صوفيّهء حقيقى براى تزكيهء نفس مىكشند همانهاست كه خود آن مرحوم گفته است كه اهل شرع و كافّهء علماء با آن شريك هستند . و هر كس در كتب تراجم ، حالات علماء زاهد و وارسته و با ورع را مطالعه كند مشاهده خواهد كرد كه رياضاتى را كه آنان مىكشند از نوع همان رياضات بوده كه صوفيّهء حقّه كشيدهاند . خلاصه ، متصوِّفه از حيث اعمال دينى و عقائد مذهبى با سائر متشرّعين تفاوتى نداشتهاند جز آنكه به فرائض بهتر و به مندوبات زيادتر عمل مىكردهاند ، و مىتوان گفت : عصارهء معارف دينى و خلاصهء حقائق اسلامى اين جماعت هم همان چيزهائى است كه به نحو اجمال و اشاره در كتاب « مِصباح الشّريعة » بيان شده است . امّا جنبهء علمى آنان وضع ديگرى دارد ، و غير از دين مبين اسلام از منابع ديگر هم اكابر متصوّفه علومى را فرا گرفتهاند كه در نظر ارباب تحقيق قابل انكار نمىباشد . « 1 » اشتباه محدّث نورى ( ره ) در تفكيك ميان دو مقصد صوفيّه حقير فقير گويد : آنچه را كه محدّث نورى ( ره ) از تفكيك و عدم ملازمه ميان دو مقصد صوفيّه ذكر كرده است ، نادرست به نظر مىرسد . زيرا ملازمه و عدم انفكاك قطعى بين آن دو مرام نه تنها از ضروريّات مسلك آنان است ، بلكه از ضروريّات اهل شرع و پيروان سنّت نبوى و سيرهء علوى و بداهت مُفاد آيات
--> ( 1 ) « شرح گلشن راز » شيخ محمّد لاهيجى ، مقدّمهء آقاى كيوان سميعى ، صفحهء شصت و دو تا صفحهء شصت و شش