السيد محمد حسين الطهراني
312
الله شناسى (فارسى)
نگريسته ، عنوان علامت و نشانهء حقّ را از آن مىسترند و خدا را نمىبينند ؛ گل و سبزه و انسان و حيوان مىبينند و بس . اين اسامى را از روى غفلت تعمّدى ، و شهوت ، و غضب ، و حسّ استكبار طلبى ، و خودمنشى ، و خود فرمانروائى ، و خودنگرى ؛ چنان داراى قدرت و استحكام نمودهاند كه خدائى ديگر در ميانه باقى نمانده است . چنان به اين اسامى پوچ و بدون اعتبار كه هستى آنها از خداوند است و بس ، عنوان استقلال دادهاند كه خدا در ميان اينها محجوب و پنهان گشته است ؛ در حالتى كه خداوند است در ميانه و بس . اين عناوين و اسامى ، پردههائى بر روى حقيقت مقدّس او هستند . پرده را كنار بزن و خدا را ببين ، اوست حقيقت گل ! اوست حقيقت بلبل ! اوست واقعيّت انسان و فرشته ! اوست اصل و اعتبار جنّ و سائر موجوداتِ سرشته شده ! بنابراين تا اين حجاب استقلالنگرى باقى است شرك بر او باقى است . گرچه اكثريّت مردم جهان اسلام آورده و ايمان به خدا داشته باشند ، تا اين پرده باقى است بدون شكّ و ترديد ، بدون تعارف و گزاف سرائى همه مشرك هستند . نگوئيد : اين شرك ، شرك خفىّ است در مقابل شرك جَلىّ ؛ و اسلام دعوتش و جهادش و آئينش براى برانداختن شرك جلىّ از پرستش أصنام و أوثان بوده است . بتها و بتخانهها را ويران كرده است . پاسخ آنست كه : اسلام براى برانداختن همهء اقسام شرك آمده است نه خصوص بتپرستى خارجى و شرك جلىّ . آيات قرآن و اين مكتب و آئين هر گونه شرك را مىزدايد و منتفى مىنمايد . غاية الامر چون جهاد و كشتار براى معتقدين به اوهام و استقلال نگران غير قابل امكان مىباشد لهذا به جهاد بر شرك جلىّ اكتفا كرده است . و آن كس كه بدان اكتفا كند ، از ظواهر و مظاهر و