السيد محمد حسين الطهراني

286

الله شناسى (فارسى)

جانب كفّار براى ما سوقات آمده است ، اين ثمره را داشت كه ديگر درويش‌كشى منسوخ شد ، و گفتار عرفانى و توحيدى ، آزادى نسبى يافته است . و گرنه شما مىديديد امروز هم همان اتّهامات و قتل و غارتها و به دار آويختن‌ها براى سالكين راه خدا وجود داشت ! » « 1 » بالجمله حكماى اسلام بسيار رنج برده و متحمّل بارهاى سنگين و طاقت فرسا شده‌اند و خيلى راه را نزديك نموده‌اند ، و خصوصيّات مكتب توحيد را پايه‌گذارى كرده‌اند . اين‌ها همه درست است و علم است . غير از فرضيّه است كه انسان يك روز به عنوان مقدّمه در قياس مىنهد و بر اساس آن مطلبى را به ثبوت مىرساند و فردا فرضيّه عوض مىشود و نتيجه در قياس خراب مىگردد . اين گناه علم نيست . خرابى از باطل درآمدن فرضيّه مىباشد . و الّا آنچه مربوط به فرضيّه‌ها نيست و داخل علم فلسفه محسوب مىگردد ، چه افلاطون و ارسطاطاليس آورده باشند و چه بو على و فارابى و بهمنيار و ابن رُشد و صدر الدّين شيرازى و خواجهء طوسى ، تا امروز ثابت است . و در تحت ابطال و در بوتهء گداختن و سوزانيدن انكار نمىباشد . اين يك مكتب و مَمشَى و مَنهج بود . مكتب عرفان و شهود از همه مكتب‌ها بالاتر است اين مكتب كه بر اساس رؤيت قلبى و مشاهدهء وجدانى بنا شده است نمىگويد : مكتب حكمت و فلسفه باطل است ، بلكه مىگويد : اينجا موطنى است ديگر و مقامى باارج‌تر كه علوم و واردات آن ، دل مىباشد . محلّ علوم حاصلهء از علم فلسفه و حكمت ذهن است ، جايش مغز

--> ( 1 ) « روح مجرّد » يادنامهء موحّد عظيم و عارف كبير حاج سيّد هاشم موسوى حدّاد ، ص 363 از طبع أوّل ، ( و ص 384 از طبع چهارم )