السيد محمد حسين الطهراني
282
الله شناسى (فارسى)
--> - خليفه بود بنابراين سُنّيان به طمع قرب و انعام خليفه اوقات بسيار صرف فلسفه و افاده و استفادهء آن كردند خصوصاً سنّيان ماوراءالنّهرى كه بىتوفيقى شعار ايشان است سعى بسيار در تحصيل فلسفه كردند . دو كس ايشان كه فارابى و أبو على باشند ، در ترويج كفرهاى فلاسفه سعى بليغ نمودند ؛ و سنّيان فارابى را « معلّم ثانى » نام كردند و أبو على را « شيخ الرّئيس » ناميدند . بر اهل بصيرت پوشيده نيست كه اقوال سخيفهء ضعيفهء باطلهء فلاسفه و متفلسفه سبب خبط دماغ و سقم عقول و فساد افكار ايشان است . مولانا نفيسى كه از اعاظم افاضل اطبّاست در كتاب « شرح اسباب » گفته كه فارابى مبتلى به مرض ماليخوليا بوده ، و نقل كرده كه بسيارى از فلاسفه مثل أفلاطون و نُظَراى او به مرض ماليخوليا گرفتار بودند . و أبو على چنان كه اهل تاريخ نقل كردهاند معروف به شرب خمر بوده . و مريدان فارابى گفتهاند كه او ساز را خوش مىنواخت ؛ ساز را به عنوانى مىزد كه اهل مجلس به خواب مىرفتند و خودش به خواب نمىرفته . اين طرفه است كه اين فسق را مريدانش از كمال او شمردهاند - الى آخر ما نُقل عنه فى تسويةِ هذا المرامِ بتحريرِ الطّارفةِ من الكلام . و قال صاحب « مجالس المؤمنين » بعد ايراد سمته بعنوانِ الحكيم الرّبّانىّ و المعلّم الثّانى : محمّد بن طَرخان الفارابى قدّس سرّه معلّم مقالات اهل يونان ، متمّم كمالات نوع انسان ، طائر بلند پرواز عالم نفوس و عقول ، سائر منازل عروج و مراحل وصول ، فيّاض معارف و علوم ، مسلّم فارس و روم ، مزيّن صحايف ليل و نهار ، مباين حقايق هفت و چهار ، منكر آثار تكلّف و تصلّف ، مظهر انوار اشراق و تصوّف بود . اوّل حكيمى است از فلاسفهء اسلام كه بر مسند ترجمانى نشسته ، علم حكمت را از زبان يونانى به زبان عربى نقل نموده و ملقّب به معلّم ثانى شد . صاحب « تاريخ الحكماء » گفته كه پدر او صاحب خيل و حشم بود . در اصل از فارس است . - إلى أن قال : و مخفى نماند كه علماء اهل سنّت و جماعت حتّى حجّة الإسلام غزّالى پيش از آنكه نقل به مذهب حقّ اماميّه نمايد أبو نصر را تكفير نمودهاند . و ظاهر اين تكفير ناشى از