السيد محمد حسين الطهراني
281
الله شناسى (فارسى)
عالم اثبات نمودند ؛ و الّا شرك و بتپرستى دنيا را گرفته بود . أفلاطون ، أرسطو ، بُقراط ، سُقراط ، اينها همه از بزرگان علماى الهى هستند . بو على سينا ، فارابى « 1 » ، خواجه نصير الدّين طوسى ، حكيم ملّا صدراى
--> ( 1 ) تكفير كردن اهل معقول ، ناشى از عدم فهم مقصود كلام ايشان است در « روضات الجنّات » طبع دار المعرفة ، ج 7 ، ص 324 تا ص 326 ، در ضمن ترجمهء احوال محمّد بن طَرخان أبو نصر فارابى ، مطالبى را از محدّث نيشابورى در تكفير او ، و سپس مطالبى را از قاضى نور الله شوشترى در عظمت مقام و جلالت او حكايت كرده است . و چون هر دو شايستهء ملاحظه است لهذا ما در اينجا عين عبارات او را ذكر مىنمائيم : « ثمّ إنّ فى كتاب « المنية » للمحدِّثِ النّيسابورىِّ نقلُ كلامٍ يناسِب درجَ هذا المقامِ عن الرّسالةِ الفارسيّة الّتى كتَبها مولانا محمّد طاهر القمّىّ فى بطلانِ طريقة الفلاسفةِ و الطّبيعيّة و خروجِهم عن المراسمِ الدّينيّة و الشّرائعِ الإسلاميّة ، و كذلك البسطاميّة و الحلّاجيّة مِن الصّوفيّة الكشفيّة و الكَراميّة و هو فى ذلك الكتابِ بهذه الكيفيّةِ مِن السّؤالِ و الجواب : باز بيان فرمايند كه مذاهب فاسدهء باطلهء فلاسفه در چه زمان و به چه سبب در ميان اهل اسلام شايع و متعارف شده ؟ ! بيِّنوا تؤجَروا ! الجواب : هو المعين و الموفِّق . بدان رحمك الله كه فلسفه پيش از زمان مأمون رشيد در ميان اهل اسلام نبوده . در كتاب « رشف النّصائح » مذكور است كه أبو مُرّة كندى در شام كتابى از كتابهاى فلاسفه به دستش افتاد . به نزد عبد الله بن مسعود كه از صحابه بود آورد . عبد الله بن مسعود طشت و آب طلب كرد ، چنان اجزاء كتاب را شست كه سواد مداد در بياض كتاب ظهور يافت . و تا زمان مأمون اثرى از كتابهاى ايشان ظاهر نبود ، تا آنكه مأمون أرسطو را به خواب ديد و از گفتگوى ارسطو محظوظ شد . ايلچى تعيين نمود به جانب فرنگ فرستاد و كتب فلاسفه را از پادشاه فرنگ طلب نمود . كتب را به بلاد اسلام نقل نمودند و فرمود كه زباندانان كتب را به زبان عربى نقل نمايند . و چون درس خواندن و نوشتن آن كتب سبب قرب