السيد محمد حسين الطهراني

279

الله شناسى (فارسى)

اين برهان را « برهان إنّ » گويند . در استدلال بر واجب الوجود و لوازم و آثارش ، بايد اين برهان به قدرى قوى باشد كه به تمام صفات و اسماء و افعال حقّ تعالى برسد و كيفيّت احاطه و سيطره و عدم تناهى آنها را نشان دهد . اين طريق استدلال طريقى است صحيح و به نتيجه مىرساند ، مگر آنكه يكى از مقدّمات برهان آن غلط باشد ، در آن صورت نتيجهء برهان غلط است . زيرا نتيجه تابع « أخَسّ مُقدَّمتَين » مىباشد و صحيح بودن يك مقدّمه آن را صحيح نمىكند . لهذا اگر مقدّمهء ديگرش غلط باشد نتيجهء برهان غلط خواهد شد . برهان عبارتست از چيدن مقدّمات و از آن استنتاج نتيجه نمودن . بعينه مانند علم رياضى و حساب و هندسه مىماند : 4 2 * 2 . اين ، قاعدهء لا يتغيّر و لا يتبدّل است . دو مثلّث كه در دو ضلع و زاويهء بينهما ، و يا در دو زاويه و ضلع بينهما ، و يا در سه ضلع با هم مساوى باشند ، مساوى خواهند بود . كسى نمىتواند منكر آن گردد . اگر كسى بخواهد انكار كند مىگويند : بيا ؛ اين قلم و كاغذ ! علوم رياضى بر اساس عدد استوار است ، و سيرى دارد كه قابل انكار نيست . زيرا نتائج بَعديّه ، نتيجهء نتائج مسائل قبليّه است و بر آن سوار است . زنجيره‌اى شكل پيش مىرود . علوم فلسفى نيز همين‌طور است . يك مقدّمه براى ما مىچينند و يك مقدّمه نيز بر آن ضميمه مىكنند و نتيجه مىگيرند . و راه تشخيص مقدّمهء صحيحه را از غير صحيحه نشان مىدهند . حالا اگر در يك مسئله ، مقدّمهء نادرستى را بنهيم و نتيجهء باطل بدست آوريم گناه علم نيست ؛ گناه ماست . و خود اين علم جلوگير ماست . بنا بر آنچه گفته شد ، روشن است كه اگر انسان در الهيّات ، با فلسفه و