السيد محمد حسين الطهراني
265
الله شناسى (فارسى)
مىباشد كه تولّد چيزى از چيز دگرى صورت نمىگيرد مگر بواسطهء نيازى كه موجود تولّد شده در اصل وجودش به موجودى كه از آن تولّد شده است داشته باشد ؛ و خداوند سبحانه صَمَد است ، حاجت ندارد . و امّا سبب آنكه كُفْو ندارد ( شريك و همتا و انباز ) چه آنكه شريك را براى او در ناحيهء ذاتش فرض كنيم يا در ناحيهء فعلش ، آن مىباشد كه كفو بودن در موجودى متحقّق نمىگردد مگر با استقلال و استغنايش از خداى تعالى در آنچه را كه كفو بودن صادق است . و خداى سبحانه صمد است على الإطلاق ، ما سواى او از تمام جهاتى كه فرض شود نيازمند به دو هستند . و از آنچه بيان شد معلوم گشت كه دو جهت نفيى كه در اين دو آيه وارد شده است ، متفرّع است بر صمديّت خداى تعالى ، و مرجع صمديّت او و آنچه بر آن متفرّع است بسوى توحيد اوست در ذاتش و صفاتش و افعالش به معنى آنكه او واحد است ، نه چيزى را توانِ آن مىباشد كه نظير وى گردد و نه شبيه وى . و بنابراين ذات خداى تعالى « بِذاتِهِ لِذاتِهِ » مىباشد بدون آنكه استناد به غيرش داشته باشد و نياز به ما سواى خود . و همچنين است اين مهمّ راجع به صفات او و افعال او . و ذوات و صفات و افعال ما سواى او هر كه باشد و هر چه باشد ، به افاضهء اوست به گونهاى كه لايق ساحت كبريائيّت و عظمتش باشد . لهذا محصَّل سوره توصيف خداى تعالى خواهد شد كه او أحد واحد است . و از چيزهائى كه گفته شده است در اين آيه آنست كه مراد به كُفْو زوجه است ، چون زوجهء مرد كفو اوست ؛ و بنابراين در رديف معنى گفتار ديگر خدا قرار مىگيرد كه : تَعالى جَدُّ رَبِّنا مَا اتَّخَذَ صاحِبَةً « 1 » و اين گفتارى است سست
--> ( 1 ) آيه 3 ، از سورهء 72 : الجنّ : وَ أَنَّهُ تَعَالى جَدُّ رَبِّنَا مَا اتَّخَذَ صحِبَةً وَ لَا وَلَداً .