السيد محمد حسين الطهراني
258
الله شناسى (فارسى)
خبرش جملهء اللَّهُ أَحَدٌ مىباشد . و نيازى به ضمير عائد نداريم زيرا مفاد جمله همان معنى شأن و قصّه است . يا راجع به سؤال مشركين از خداوند است ، يعنى آنچه از او سؤال كرديد او الله است . زيرا قريش گفتند : يا مُحَمَّدُ ! صِفْ لَنا رَبَّكَ الَّذى تَدْعونا إلَيْهِ ! فَنَزَلَتْ . « اى محمّد ! براى ما توصيف كن پروردگارت را كه ما را به او دعوت مىكنى ! در اين حال اين سوره فرود آمد . » و كلمهء أَحَدٌ ، يا بدل است از كلمهء اللَّهُ يا خبر دوّم است كه دلالت دارد بر جميع صفات جلال همانطور كه الله دلالت دارد بر جميع صفات كمال . به علّت آنكه واحد حقيقى آنست كه ذاتش منزّه از جميع انحاء تركيب و تعدّد و آنچه لازمهء اين دو مىباشد - مانند جسميّت و تحيُّز و مشاركت در حقيقت و خواصّ حقيقت - بوده باشد . و خواصّ حقيقت خدا عبارت است از وجوب وجود ، و قدرت ذاتيّه و حكمت تامّه كه مقتضى الوهيّت است » « 1 » بنابراين معنى أحد مىرساند تنزّه وى را از مشاركت هر چه داراى وجوب وجود و قدرت ذاتيّه و حكمت تامّه باشد ، با وى . تفسير حضرت علّامه ( قدّه ) از سورهء مباركهء توحيد حضرت استادنا الاكرم علّامهء طباطبائى قدّس الله سرّه در قسمت « بيان » از اين سوره فرمودهاند : « اين سوره خداوند را توصيف مىنمايد كه او أحَدىُّ الذّات است و جميع ما سواى وى در جميع حوائج وجوديّهء خودشان به دو بازگشت مىكنند ، بدون آنكه چيزى با او مشاركت نمايد ، نه در ذات و نه در صفات و نه در افعال . و اين همان توحيد قرآنى است كه از اختصاصات قرآن كريم است و
--> ( 1 ) « تفسير بيضاوى » طبع مطبعهء بولاق ( سنهء 1285 هجريّهء قمريّه ) ص 624