السيد محمد حسين الطهراني

239

الله شناسى (فارسى)

با يك چشم خدا را مىنگرند ؛ با ديدهء احوَل . چشم بينايشان آن مىباشد كه خداوند را از جميع صفات نقيصه و مقيِّده و محدِّده تنزيه مىكنند ، و امّا يك چشم ديگرشان كه نابيناست آنست كه خدا را در جميع عوالم وجود و كاخ آفرينش و جهان خلقت ، ديگر مؤثّر و داراى هستى و وجود و قدرت و نيروى افاضه نمىنگرند ؛ خدا را از صفات عُليا و اسماء حسنى ساقط مىنمايند . خداوند را منحصر مىكنند در يك گوشهء آسمان ؛ يك خداى پاك و منزّهى كه با عالم وجود و ايجاد سر و كارى ندارد . مشبّهه هم كه مىگفتند : تمام خصوصيّات پروردگار مانند موجودات است . ولى حقّ آنست كه نه تنزيه صِرف درست است و نه تشبيه صرف . هر چه مىخواهيد در تنزيه ذات اقدس او ، از زشتيها و قبائح و شنايع كه لازمهء امكان است و موجب مقيّد كردن حقّ شود ، او پاك است . امّا اگر بگوئيم : مفهوم علم ، قدرت ، حيات در اسماء و صفات او طورى باشد كه نتوانيم بر او اطلاق كنيم و او را از منطبَقٌ عليه بودن اين معانى راقيه و مفاهيم عليّه باز هم منزّه كنيم ، و از اين نقطهء نظر ميان صفات و اسماء حقّ و ميان مخلوقاتش بينونت و عزلت برقرار نمائيم ؛ اين غلط است . صفات عليا و اسماء حسناى وى پر كرده است عالم وجود را ؛ اين سر و صدائى كه در عالم ملك و ملكوت ، در عالم مادّه و ماوراء مادّه مىباشد ، همه اسماء و صفات اوست . جبرائيل هم اسم خداست ، پيغمبران هم اسماء خدا هستند ، ملائكه هم اسماء خدا مىباشند ، بشر هم اسم خداست ، موجودات ديگر از حيوانات : پرندگان ، بهائم ، خزندگان ، آبزيان ؛ جمادات هم جميعاً اسماء خدا هستند . منتهى الامر اسم بر دو گونه است : اسم كلّى كه موجودات ملكوتيّه و نوريّه و مجرّده دارند ، و اسم جزئى كه