السيد محمد حسين الطهراني

240

الله شناسى (فارسى)

موجودات مُلكيّه و مادّيّه و ظلمانيّه حائز مىباشند . جميع اين‌ها اسامى و صفات وى هستند كه در اين مجالى و مظاهر طلوع كرده است . عالم وجود سربسته و دربسته و يكپارچه ، غير از حقّ و شئوون وى كه عبارت است از ظهورات او در شبكه‌هاى امكان ، چيزى نمىتواند بوده باشد . عكس روى تو چو در آينهء جام افتاد * صوفى از خندهء مى در طمع خام افتاد حسن روى تو به يك جلوه كه در آينه كرد * اين همه نقش در آئينهء اوهام افتاد اين همه عكس مى و نقش و نگارى كه نمود * يك فروغ رخ ساقى است كه در جام افتاد غيرت عشق زبان همه خاصان ببريد * كز كجا سرّ غمش در دهن عام افتاد آن شد اى خواجه كه در صومعه بازم بينى * كار ما با لب ساقىّ و لب جام افتاد من ز مسجد به خرابات نه خود افتادم * اينم از عهد ازل حاصل فرجام افتاد چه كند كز پى دوران نرود چون پرگار * هر كه در دايرهء گردش ايّام افتاد هر دمش با من دلسوخته لطفى دگرست * اين گدا بين كه چه شايستهء إنعام افتاد زير شمشير غمش رقص كنان بايد رفت * كآنكه شد كشتهء او نيك سرانجام افتاد