السيد محمد حسين الطهراني
236
الله شناسى (فارسى)
گفتهاند : در عالم خداى حىّ مُدرِك عليم قادر كبير متعال نيست ؛ طبيعتِ محض است . طبيعت و مادّه منهاى زندگى و حيات و دانائى و توانائى است . اينها مادّيّون و طبيعيّون هستند . شيخ أحمد احسائى ، خدا را منشأ انتزاع صفات هم نمىداند از اينها كه عبور كنيم ، قائلين و معتقدين به خداوند هم كه ايشان را الهيّون گويند ، در كيفيّت و صفت خداوند اختلاف كردهاند ؛ در اسماء و صفات و افعال او ، و در ربط موجودات به او ، و كيفيّت امكان ما و وجوب او اختلاف نمودهاند . برخى گفتهاند : خداوند بههيچوجه من الوجوه با موجودات مناسبتى ندارد ، مشابهتى ندارد ، ربط وجودى در ميانه نمىباشد ، اصولًا علامتى نيست . موجود مخلوق كجا و خداى خالق كجا ؟ ذات اقدس وى منزّه است از هر چه در تصوّر و انديشهء انسان بگنجد و به او نسبت دهد . ذاتش پاكتر است از هر صفتى حتّى از صفت وجود . اصلًا آن وجودى كه خداوند دارد ، جنسش و حقيقتش غير از وجودى است كه مخلوقات و موجودات دگر دارند ، حتّى از نظر مفهوم . ذات او مقدّس و منزّه است از هر چه به نظر بيايد ، و صفات و اسماء و افعال او نيز منزّه است از هر چه به تصوّر درآيد . پس ما هيچ رابطهاى را نمىتوانيم با خدا برقرار نمائيم ، به سبب آنكه ما موجودى ممكن الوجود و مخلوقى ضعيف و فقير و به تمام معنى عاجز و جاهل ؛ و او واجب الوجود خالق قوىّ غنىّ و به تمام معنى قادر و توانا و عالم و دانا . اين دسته و جماعت را مىگويند اهل تَنزيه ( مُنَزِّهه ) . يعنى خدا را خيلى مىخواهند تنزيه كنند و منزَّه و مطهّر و مبارك به شمارش آورند . آنان به اندازهاى در اين تنزيه و تقديس بالا مىروند كه ربط موجودات را با خدا مىبُرند و صريحاً مىگويند : هيچ راهى براى معرفت خدا نيست ؛ نه به افعال خدا ، نه به اسماء و صفات خدا ، نه به ذات خدا .