السيد محمد حسين الطهراني

213

الله شناسى (فارسى)

كرديم ، مىفهمى كه آنچه را كه در اين عبارت و در أمثال آن از كلمات فقهاء رضوان الله عليهم آمده است ، تا چقدر از صواب دور و در آن جاى خلل و اشكال وجود دارد ! و من شخصاً از عدل و انصاف نمىدانم و از وَرَع و سَداد نمىشمارم مبادرت به تكفير كسى كه مىخواهد مبالغه در توحيد بنمايد ، و شريكى براى خداوند تعالى در هر كمالى قرار ندهد . درحالىكه تمام كمال و وجود اختصاص به خداوند وحده لا شريك له دارد . الْكَمالُ وَ الْوُجودُ كُلُّهُ لِلَّهِ وَحْدَهُ لا شَريكَ لَهُ . و مع‌ذلك آنان ايمان به تمامى شرايع و نُبوّات و حساب و عقاب و ثواب و تكاليف بطور كامل و اجمع دارند بنا بر ظواهر آنها . لهذا حقيقت در نزد ايشان صحيح نمىباشد و منفعتى نمىبخشد اگر طريقت نباشد ، و طريقت مثمر ثمرى نيست اگر شريعت نباشد ؛ و شريعت فقط يگانه اساس كارشان است . و با شريعت است كه كسى كه ملازم عبادت باشد به اقصى منازل سعادت و عالىترين درجات فوز و نجاح و اصل مىشود . و در طىّ اين مراحل در اين مسائل در نزد آنها منازل و تحقيقات انيقه و تطبيقات رشيقه و معارج بلند مرتبه‌اى است كه سالكِ بدانها به راقىترين مناهج و دلپذيرترين مسالك صعود مىكند ، و مؤلّفات مختصره و مطوّله‌اى است فوق حدّ احصاء چه از نظر نظم و نثر ، و چه از نظر اذكار سِرّيّه و جَهريّه ، و چه از نظر رياضات و مجاهدات براى تهذيب نفس و تصفيهء آن براى آنكه استعداد پيدا كند تا ملحق به ملا اعلى و مبدأ اوّل شود . و در آنجا است از بهجت و مَسَرّت و جمال و جلال و عظمتى كه براى او حاصل است مَا لَا عَيْنٌ رَأَتْ وَ لَا أُذُنٌ سَمِعَتْ وَ لَا خَطَرَ عَلَى قَلْبِ