السيد محمد حسين الطهراني
205
الله شناسى (فارسى)
حقّ تعالى شريكى قرار ندهند نه در مرحلهء ربوبيّت همانطور كه نزد ارباب اديان و شرايع معروف است . بلكه نفى كردند از او شريك را حتّى در مرحلهء وجود و گفتند : لا مَوْجودَ سِوَى الْحَقّ . « هيچ موجودى جز حقّ وجود ندارد . » و اين كائنات از مجرّدات و مادّيّات ، از زمينها و آسمانها و آنچه در آنها وجود دارد از افلاك و انسان و حيوان و نبات ، بلكه جميع عوالم ؛ همگى تطوّرات و ظهورات وى هستند ، وَ لَيْسَ فى الدّارِ غَيْرُهُ دَيّارٌ . و آنچه را كه ما مىبينيم يا احساس مىكنيم يا به انديشه و عقل مىآوريم ابداً وجودى ندارند ، و « وجود و موجود » فقط حقّ است جلّ شأنه و بس . و ما عدم هستيم و وجود ما غير از وجود او نيست . ما عدمهائيم و هستيهانما * تو وجود مطلق و هستىّ ما * * * كه همه اوست و نيست جز او * وَحْدَهُ لا إلَهَ إلّا هُو امثلهاى را كه عرفاء براى وحدتِ موجود آوردهاند بسيار است و اين عرفاء در تقريب اين نظريّه به اذهان ، به اطوار مختلف تفنّن نمودهاند . و در دريائى طولانى در اين مقال كشتى رانده و شنا كردهاند . و براى آن به امثلهء گوناگونى متشبِّث گرديدهاند . گاهى او را تصوير به دريا كردهاند و اين عوالم و كائنات را همچون امواج دريا شمردهاند . زيرا امواج بحر چيزى غير از خود بحر و تطوّرات آن نمىباشد . موج آب چيزى غير از خود آب نيست ؛ چون دريا به حركت آيد امواج ظاهر مىگردند ، و چون ساكن شود امواج نيست و نابود مىشوند . و اينست معنى فنا كه در آيه مباركه بدان اشاره شده است : كُلُّ مَنْ عَلَيْها فانٍ * وَ يَبْقى وَجْهُ رَبِّكَ . « 1 »
--> ( 1 ) آيه 26 و صدر آيه 27 ، از سورهء 55 : الرّحمن : « و تمام كسانى كه بر روى زمين