السيد محمد حسين الطهراني
202
الله شناسى (فارسى)
همه عالم صداى نغمهء اوست * كه شنيد اينچنين صداى دراز ما خَلْقُكُمْ وَ لا بَعْثُكُمْ إِلَّا كَنَفْسٍ واحِدَةٍ . « 1 » و آن نفس رحمانى و عقل كلّى و صادر اوّل ، همان عبارت است از « كتاب الله تكوينى » كه نفاد و زوال و نيستى بر آن متصوّر نمىباشد . قُلْ لَوْ كانَ الْبَحْرُ مِداداً لِكَلِماتِ رَبِّي لَنَفِدَ الْبَحْرُ قَبْلَ أَنْ تَنْفَدَ كَلِماتُ رَبِّي وَ لَوْ جِئْنا بِمِثْلِهِ مَدَداً . « 2 » و اگر ما مىخواستيم در اين غوامض و اسرار و كشف رموز از اين گنجهاى دُرربار و گهرافشان قدرى سخن را گسترش دهيم ، حتماً مىبايست صندوقهاى محفظهء كتاب را با اين سخنان تفصيلى و داستانها ، سرشار و مملوّ سازيم ؛ و تازه از مقدار بسيارى نتوانسته بوديم بياوريم مگر اندكى را . ( مثنوى هفتاد من كاغذ شود ) . آل كاشف الغِطاء : وحدتِ وجود از مسائل ضروريّه است و ليكن همين مقدارى را كه ذكر نموديم با نهايت ايجاز و اختصارش شايد براى اهل تدبّر در اثبات معنى صحيح از « وحدت وجود » كافى باشد . زيرا اين مسئله افقش از انكار و جحود برتر است . بلكه آن از ضروريّات اوّليّه محسوب مىشود . و ما در بعضى از مؤلَّفاتمان تعريف ضرورى را كردهايم كه آن چيزى است كه نفس تصوّرش مستلزم حصول تصديق به آن است و نياز به اقامهء دليل ندارد و محتاج به برهان نيست ؛ مثل اينكه مىگوئيم : واحد نصف اثنين است .
--> ( 1 ) . صدر آيه 28 ، از سورهء 31 : لقمان : « نيست آفريده شدن شما و نه برانگيختگى شما مگر مانند يك تن از شما . » ( 2 ) آيه 109 ، از سورهء 18 : الكهف : « بگو اگر جميع درياها مركّب شوند براى احصاء كردن و نوشتن كلمات پروردگار من ، هرآينه آن درياها تمام و نابود مىشوند پيش از آنكه كلمات پروردگار من نابود و تمام گردد ؛ اگرچه ما براى كمك به اين امر يك درياى دگر بمانند آن بياوريم ! »