السيد محمد حسين الطهراني
200
الله شناسى (فارسى)
نخواهد گشت . و اوست اسْمُ اللَّهِ الْعَظيمُ الاعْظَم ، و نور مُشرِق وى بر هياكل ممكنات كه در نزد حكماء از آن تعبير مىشود به نَفَسِ رَحْمانى و در نزد عرفاء به حَقِّ مَخْلوقٌ بِه و در نزد شرع به رَحْمَتُهُ الَّتى وَسِعَتْ كُلَّ شَىْءٍ و به حَقيقَة مُحمَّديَّه و به صادر اوّل . ( أَوَّلَ مَا خَلَقَ اللَّهُ نُورِى . ) و اوست جامع جميع عوالم : عالم جبروت و ملكوت و مُلك و ناسوت ، و همهء عقول مفارقه و مجرّده و مادّيّه ، كلّيّه و جزئيّه ، عرضيّه و طوليّه ، و همچنين همهء نفوس كلّيّه و جزئيّه ، و ارواح و اجسام ، و مُثُل عُلْيا ، و ارباب انواع كه در شرع از آن تعبير به مَلَئكه ، و روح اعظم كه سيّد مَلَئكه و ربّ النّوع آنهاست مىشود . تمامى اين عوالم ، شرف صدور يافته است از آن وجود مطلق و مبدأ اعلى كه فوق ما لا يَتَناهى است بِما لَا يَتَناهى از جهت قوّت و شدّت و عُدّت و مدّت . حقّ عزّ شأنه ، آن صادر نخستين را كه جامع جميع كائنات و وجودهاى ممكنات است ايجاد فرمود . آن را به محض مشيّت و ارادهء خود در أزلُ الآزال تا أبدُالآباد ايجاد نمود . وَ ما أَمْرُنا إِلَّا واحِدَةٌ كَلَمْحٍ بِالْبَصَرِ . « 1 » « و نيست امر ما مگر يكى ، مانند يك چشم بر هم نهادن و يك مژه زدن . » و تشبيه به مژه زدن ، از باب ضيق و تنگى كمربند الفاظ است ؛ و گرنه حقيقت دقيقتر و رقيقتر از آنست . و اوست مَثَل اعلى كه به وجهى از حكايت ، حكايت مىكند از آن ذات مقدّس حقّ كه محتجب است به سرادق عظمت و جبروت و غيب الغيوب . يا مَنْ لا يَعْلَمُ ما هُوَ إلّا هُوَ
--> ( 1 ) . آيه 50 ، از سورهء 54 : القمر