السيد محمد حسين الطهراني
192
الله شناسى (فارسى)
دوگانگى آثار در ذهن و در خارج براى اثبات اين مدّعى وافى و كافى مىباشد . » و از آنجا كه ابحاث وارده در فنّ حكمت ، از اين حقيقت جَليّه كه عبارت باشد از أصالة الوجود در وجود خارجى غير محدودى كه از آن تعبير به واجب الوجود جلَّت عظمَتُه مىكنيم ، نقاب و پرده بر گرفته است ؛ بنابراين مستحيل است كه براى وى فرض دوّمى گردد . لا ثانىَ لَهُ ، زيرا هر حقيقت بسيطهاى كه در آن تركيب نباشد ، مستحيل است كه دو تا بشود و مكرّر گردد ؛ نه در ذهن و نه در خارج و نه در خيال و وَهم و نه در فرض . و چه نيكو سروده است « مثنوى » در اشاره به اين نظريّهء قطعيّه ؛ آنجا كه دربارهء استادش شمس تبريزى گفته است : شمس در خارج اگرچه هست فرد * مىتوان هم مثل او تصوير كرد شمس تبريزى كه نور مطلق است * آفتاب است و ز انوار حق است شمس تبريزى كه خارج از اثير * نبودش در ذهن و در خارج نظير « 1 » اشتراك لفظى در اطلاق لفظ وجود بر مراتب آن ، مستلزم محذورات فاسدهء است و بعد از آنكه بطلان قول به أصالة الماهيّه واضح گشت ، و نور وجود با اصالتش درخشش نمود ، اينك معتقدان به اصالة الوجود با هم اختلاف كردهاند ميان دو گفتار : اوّل آنكه تمام وجودها جميعاً و بدون استثناء از واجب و ممكن ، ذهنى و خارجى كه بطور قطع و يقين در تشخُّصشان و تعيّنشان با يكدگر متباين
--> ( 1 ) ملّا جلال الدّين محمّد مولوى بلخى رومى ، از اشهر مشايخ عرفاء و پيشوايان و راهبر بزرگ ايشان است . « ديوان مثنوى » مشهور از آنِ اوست . وى در سنهء 604 متولّد و در سنهء 672 وفات يافته است . استادش شمس الدّين محمّد بن ملك داد تبريزى ، از مشاهير عرفاء و صوفيّه و مشايخ اكابر آنها مىباشد . وفاتش در سنهء 645 بوده است . ( تعليقه )