السيد محمد حسين الطهراني

190

الله شناسى (فارسى)

« چه مانعى دارد كه در ظرف تحقّق و نفس الامر و واقع ، دو هويّت مجهول الكُنْه و الحقيقة ، و بسيط و متباين با همديگر در تمام ذات و شئون ذاتشان بوده باشد كه از آن دو تا وجوب وجود انتزاع گردد . و آن وجود انتزاعى بر هر يك از آن دو حمل شود به نحو خارج محمول نه محمول به ضميمه . زيرا بالفرض ذات هر يك از آن دو بسيط است و در آن تركيب نيست ، بعلّت آنكه تركيب ملازم با امكان است ؛ درحالىكه ما وجوب هر يك از آن دو را مورد فرض خود قرار داده‌ايم . » و اين شبهه در عصر وى بر اساطين و علماء حكمت مشكل آمد و اشكال آن چندين قرن استمرار يافت ، تا به جائى رسيد كه همان‌طور كه در جزء اوّل از « أسفار » آمده است به او لقب افتخار الشّياطين داده شد . و ما از اساتيدمان در حكمت شنيديم كه : محقّق خونسارى « 1 » صاحب كتاب « مَشارق الشُّموس » كه ملقّب گشته است به « عقل حادى عشر » گفته است : « اگر حضرت حجّت عجّل الله فرجه ظهور كند ، من از وى معجزه‌اى نمىطلبم مگر جواب از شبههء ابن كمّونه را . » و ليكن در قرن حادى عشر ( 11 هجرى ) كه در آن اعاظمى از علم حكمت همچون سيّد داماد « 2 » ، و شاگرد او ملّا صدرا « 3 » ، و دو شاگرد وى فيض « 4 » و

--> ( 1 ) حسين بن محمّد خونسارى ، محقّق و علّامهء زمان در علوم . او داراى تأليفاتى است نافع ، ميلادش در سنهء 1016 و وفاتش در سنهء 1098 بوده است . ( تعليقه ) ( 2 ) مولانا محمّد باقر حسينى مشهور به داماد ، سيّد الحكماء و من أعظم رؤساءِ الدّين . وى صاحب تأليفاتى است . وفاتش در سنهء 1041 بوده است . ( تعليقه ) ( 3 ) محمّد بن إبراهيم صدر الدّين شيرازى مشهور به ملّا صدرا و صدر المتألّهين ، بزرگترين فيلسوف عارف متشرّع ، عالم‌ترين حكماى اسلام و با فضيلت‌ترين آنها . هر كس پس از او آمده است او را امام در حكمت اخذ نموده و از او پيروى كرده است . وفاتش در