السيد محمد حسين الطهراني
189
الله شناسى (فارسى)
اصالت وجود يا اصالت ماهيّت است . بدين معنى كه آيا آنچه در متن خارج و اعيان موجودات تحقّق دارد عبارت است از وجود ، و ماهيّت امرى است اعتبارى كه از وجود محدود مقيّد متعيّن به تعيّنى كه آن را از غيرش - از جهت جنس يا نوع يا غير اين دو از سائر اعتبارات - جدا مىكند انتزاع مىگردد ؛ و يا آنكه آنچه در ظرف عين خارجى و نفس الامر و واقع تحقّق دارد عبارت است از ماهيّت ، و وجود امرى است اعتبارى خارج از ماهيّت و انتزاعشدهء از آن كه به نحو « خارج مَحمول » بر آن حمل مىشود نه به نحو « محمولات به ضميمه » . مثلًا دربارهء آتش ، وقتىكه ماهيّت آن متحقّق شود و آثار خاصّهء آن از روشنائى بخشيدن و سوزاندن و حرارت بر آن مترتّب شود ؛ در اين صورت صحيح است كه وجود را از آن انتزاع نمائيم و بر آن حمل كنيم و بگوئيم : آتش موجود است ، و گرنه آتش معدوم است . و اين عقيده ، يعنى عقيده به أصالة الماهيّة و اينكه وجود در جميع موجودات حتّى واجب الوجود امرى است اعتبارى محض ، ظاهراً همان عقيدهاى است كه ميان حكماء تا اوائل قرن يازدهم مشهور بوده است . و بر همين اساس مبتنى مىباشد شبههء حكيم ابن كَمّونه « 1 » كه بدان بر توحيد حقّ تعالى اشكال كرده است . بدين تقريب :
--> ( 1 ) معلِّق كتاب آوردهاند : عزّ الدّولة سعد بن منصور بن سعد بن حسن بن هبة الله بن كمّونه بغدادى مشهور به ابن كمّونه بوده است . وى داراى مؤلّفاتى است به خطّ خود كه در خزانهء غرويّه در نجف اشرف موجود است . جدّ اعلاى او هبة الله بن كمّونة اسرائيلى از فلاسفهء يهود در عصر شيخ الرّئيس ابن سينا بوده است . عزّ الدّولة بن كمّونه شرحى بر « اشارات » نوشته است كه به شمس الدّين جُوَينى صاحب « ديوان الممالك » اهداء نموده است . وى در سنهء 690 ه . و يا 683 ه . وفات يافته است .