السيد محمد حسين الطهراني

149

الله شناسى (فارسى)

« و ما با آدم عهدى بستيم ( كه فريب شيطان را نخورد ) پس فراموش كرد و ما او را ثابت قدم و استوار نيافتيم . و هنگامى كه به فرشتگان گفتيم : به آدم سجده كنيد و سجده كردند مگر إبليس كه ابا و امتناع ورزيد . و آنگاه گفتيم : اى آدم ! اين شيطان دشمن تو و دشمن جفتت مىباشد ( متوجّه باش كه شما را نفريبد و ) از بهشت بيرونتان ننمايد كه در آن صورت دچار سختى و مشكلات خواهيد شد ! از براى تو در بهشت ( همه چيز مهيّاست ) جائى است كه گرسنه نمىشوى و برهنه نمىگردى ! و حقّاً تو در آنجا تشنه نمىشوى ، و آفتاب گرم بر تو اثرى نمىگذارد ! با همهء اين سفارشها شيطان در آدم وسوسه كرد و گفت : اى آدم آيا ( دوست دارى ) ترا بر شجرهء خلود و درخت ابديّت كه هيچ‌گاه كهنه و فرسوده نگردد دلالت نمايم ؟ ! ( آدم از شيطان پرسيد : آن درخت كدام است ؟ گفت : همان شجره‌اى كه خدا تو را از آن منع كرد ؛ از آن تناول كن تا عمر ابد بيابى ! ) پس آدم و جفتش از آن درخت ( به فريب شيطان ) خوردند و بدين جهت ( لباسهاى بهشتى از تنشان دور شد و عيوب و قبائح و ) عورتهاى آن دو پديدار گشت . و شروع كردند تا از برگهاى بهشت چيده و بر روى عورتهاى خود ساترى بنهند . و آدم نافرمانى پروردگارش را نمود و گمراه شد . » توراة مىگويد : دين دعوت به جمود و ركود مىكند و دعوت به جهل و نابينائى قرآن ، شجره را درخت خبيث مىداند ؛ و شيطان را كه شجره را درخت خُلد و جاودانى معرّفى مىكند دروغگو و دشمن آدم مىداند . امّا توراة بر خلاف اين مىگويد . توراة مىگويد : شجره درخت معرفت است . خدا مىخواست آدم در بهشت بماند بدون علم و اطّلاع ، و شيطان آدم را به خوردن از شجرهء معرفت