السيد محمد حسين الطهراني

132

الله شناسى (فارسى)

از كسانى كه « 1 » متنبّه وجه صواب شده‌اند كه اين آيات اشاره است به طبايعى كه در انسان و مَلَك و شيطان موجود است ، او چنين ذكر كرده است كه امر و نهى ( امر إبليس به سجده و نهى آدم از أكل شجره ) امر و نهى تكوينى است ( نه تشريعى ) . بنابراين با اين كلامش خراب و فاسد كرده است آنچه را كه در صدد اصلاح آن بوده است ، و غفلت نموده است از آنكه امر و نهى تكوينى قابل تخلّف و مخالفت نيست با وجودى كه إبليس مخالفت امر نمود و آدم مخالفت نهى را كرد . حلّ علامه ( قدّه ) ، جميع اشكالاتى را كه به بهشت آدم و ابليس شده است جهت سوّم : داستان قصّهء بهشت آدم و إبليس - كه بيان تفصيلى آن در سورهء بقره گذشت - ما حَصل از مدلولش خبر مىدهد كه خداوند سبحانه بهشت برزخيّهء آسمانى آفريد ، و قبل از آنكه زندگانى دنيوى زمينى بر آدم استقرار يابد او را در آن داخل نمود ، و تكليف مولوى خود را به دو متوجّه ساخت تا بدان طبيعتهاى انسانى را آزمايش كند . و بدان تفصيل روشن شد كه انسان هيچ چاره‌اى ندارد مگر آنكه در روى زمين زيست كند ، و در دامان امر و نهى تربيت شود ، و در اثر اطاعت مستحقّ سعادت و بهشت گردد ؛ و اگر غير از اين باشد غير از اين خواهد بود . و انسان هيچ توانائى و قدرتى ندارد كه در موقف قرب الهى وقوف كند و در منزل سعادت فرود بيايد مگر با پيمودن اين راه . و از اينجا ظاهر مىگردد كه براى اشكالاتى كه در قصّهء بهشت آدم ايراد كرده‌اند ابداً محلّى باقى نمىماند . چرا كه نه آن بهشت ، بهشت خُلْدى كه در آن وارد نمىشوند مگر اولياى خداى تعالى - دخولى كه پس از آن هيچ‌وقت

--> ( 1 ) صاحب تفسير « المنار » در مجلّد 8 از تفسير ، تحت عنوان : اشكالاتى كه در قصّه وارد است . ( تعليقه )