السيد محمد حسين الطهراني
133
الله شناسى (فارسى)
خروجى نيست - بوده است ؛ و نه آنكه خانه ، خانهء دنيويّه بوده است كه به نحو زندگانى و عيش دنيوى در آن زيست نمود - آنگونه زندگانى كه مدارِ آن تشريع باشد ، و حاكم در آن امر و نهى مولوى - بلكه منزلگاهى بوده است كه در آن حكم سجاياى انسانى ظهور مىكرده است نه خصوص سجاياى آدم عليه السّلام ازآنجهت كه شخص آدم بوده است ؛ زيرا شيطان براى وى مأمور به سجده نشد ، و او داخل در بهشت نشد مگر ازآنجهت كه انسان بوده است بهطورىكه بيان آن سابقاً ذكر شد . باز گرديم به اوّل گفتار : خداوند سبحانه توصيف نكرده است از اين آفريدهء شرّ آفرين كه وى را إبليس نام نهاده است ، بجز مقدار اندكى كه عبارت است از قوله تعالى : كانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِ . ( سورهء كهف ، آيه 50 ) « إبليس از جنّ بوده است ، پس بنابراين از امر پروردگارش منحرف شده است . » و آنچه را كه خداوند در كلام خودش از او حكايت كرده است كه : خَلَقْتَنِي مِنْ نارٍ * . « تو ( اى خداوند ) مرا از آتش خلق كردى ! » بنابراين مبيَّن نموده است كه ابتداى خلقت او از آتش و از سنخ جنّ بوده است . و امّا آنچه را كه مَآل امر او بوده است صريحاً ذكر نكرده است ، همانطور كه تفصيل خلقت او را همچنانكه تفصيل خلقت انسان را ذكر نموده است ، ذكر نكرده است . ميدان فعّاليّت إبليس ، ادراك و عواطف و احساسات انسان است آرى ، در آنجا آياتى وارد است كه تعريف و توصيف كيفيّت عمل و كار او را مىنمايد كه ممكن است از آنها استفادهء مطالبى شود كه در اينجا به كار مىآيد . خداى تعالى بطور حكايت از زبان او مىگويد :