السيد محمد حسين الطهراني
127
الله شناسى (فارسى)
در انسان وجود دارد و بس . و بعضى معتقد شدند كه جائز است انتساب قبائح و شنايع را به خداى تعالى داد ؛ و آنكه جميع معاصى از كردار و فعل وى ريشه مىگيرد ، و اوست خالق هر گونه شرّ و قبيح . و بنابراين خود خداوند است كه به فساد مىكشد آنچه را كه به صلاح در آورده است . و عمل نيكو آن عملى است كه او بدان امر كرده است ، و عمل زشت آن عملى است كه او از آن نهى نموده است ( بدون هيچ مصلحتى و يا حكم حُسن و قبح عقلى ) . و بعضى معتقد شدند كه آدم اصولًا پيغمبر نبوده است . و بعضى معتقد شدند كه پيغمبران جميعاً معصوم نبودهاند . و بعضى معتقد شدند كه پيغمبران غير معصوم بودهاند پيش از بعثت ، و داستان بهشت پيش از بعثت آدم بوده است . و بعضى معتقد شدند كه اين جريانات همگى بر اساس امتحان و اختبار است ، و روشن نساختهاند كه ملاك واقعى در اين امتحان و آزمايشى كه بواسطهء آن بسيارى گمراه شدهاند و اكثريّت مردم به هلاكت رسيدهاند چيست ؟ بنابراين اگر ملاكى بدست نيايد كه حَسْم مادّهء اشكال را بكند ، تمام اشكالات بازگشت مىكند . و آن چيزى كه باز داشته است ايشان را از پيروزى كوشش خود در اين ابحاث ، و بواسطهء آن چيز بوده است كه نتائج حاصلهء از آن مختلّ مانده است ، آنست كه ايشان در اين مباحث در ميان جهات حقيقيّه و جهات اعتباريّهء آن فرقى نگذاردهاند ، و عالم تشريع را از جهان تكوين جدا نكردهاند . لهذا جهات بحث بدين سبب مختلّ مانده است . و بطور غالب در ناحيهء تكوين ، همان اصول وضعيّهء اعتباريّهء حاكمهء بر تشريعيّات و اجتماعيّات را تحكيم نمودهاند . پاسخ علامه در جميع اشكالاتى كه در قضيّهء إبليس ذكر كردهاند و آنچه بر عهدهء شخص حُرّ و آزادمنش و بحثكنندهء از اين حقائق دينيّة