السيد محمد حسين الطهراني

128

الله شناسى (فارسى)

مرتبطهء به جهات تكوينيّه مىباشد كه از آن تنقيح و تحرير به عمل آورد ، بايد در طىّ جهاتى درج گردد : جهت اوّل : وجود چيزى از اشياء كه خلقت و آفرينش و ايجاد فى نفسه بدان تعلّق مىگيرد يعنى وجود ذاتى و نفسى آن بدون اضافه و نسبت به غير - نمىباشد مگر خير ، و تحقّق خارجى به خود نمىگيرد مگر زيبا و نيكو . بنابراين اگر بر فرض محال آفرينش تعلّق گيرد به آنچه در وجود نفسى آن شرّى فرض شده است ، بازگشتش به امر موجودى مىباشد كه داراى آثار وجوديّه است . از خدا ابتدا كرده ، و به روزى و رزق او مرتزق و روزى خوار گشته ، و پس از آن بسوى خدا بازگشت مىنمايد . در اين صورت حال او حال سائر مخلوقات است كه در آن اثرى از شرّ و قبح وجود ندارد مگر آنكه وجود آن به غيرش مرتبط گردد ، و بنابراين ارتباط نظام عادل خود را در وجود ، فاسد كند ، و يا آنكه موجب حِرمان جمعى از موجودات گردد كه خيرشان و سعادتشان به آنها نرسد . و اينست معنى اضافه و نسبتى كه ذكر شده است . و بدين جهت لازم و واجب است در حكمت الهيّه آنكه از اين‌گونه موجوداتى كه وجودشان مضرّ مىباشد ، منفعتى حاصل گردد كه از مضرّتشان افزون باشد و بر ضرر آنها غالب شود و چيره آيد . و اينست قول خداى تعالى : الَّذِي أَحْسَنَ كُلَّ شَيْءٍ خَلَقَهُ . ( سورهء سجده ، آيه 7 ) « خداوند آن كسى است كه هر چيزى را كه آفريد ، نيكو آفريد . » و قول او : تَبارَكَ اللَّهُ رَبُّ الْعالَمِينَ . ( سورهء أعراف ، آيه 54 ) « پاك و منزّه و مقدّس است الله كه پروردگار و آفريدگار عالميان است . » و قول او : وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لكِنْ لا تَفْقَهُونَ