السيد محمد حسين الطهراني
85
الله شناسى (فارسى)
زردشت نتوانست ثنويّت را براندازد ؛ اسلام بود كه آن را برداشت آئين زردشت به موجب همين نقص و يا به جهات ديگر نتوانست با ثنويّت مبارزه كند ؛ بهطورىكه بعد از زردشت بار ديگر ثنويّت به مفهوم دو ريشهاى بودن هستى در ميان ايرانيان پديد آمد . زردشتيان دورهء ساسانى و مانَويان و مَزدكيان كه نوعى انشعاب از زردشتىگرى در ايران محسوب مىشوند ، در حدّ اعلى ثنوى بودند . در حقيقت بايد گفت : دين زردشت نتوانسته است ريشهء شرك و ثنويّت را حتّى در حدود تعليمات گاتاها از دل ايرانيان بركند ، و خودش نيز مغلوب اين عقيدهء خرافى گشته و تحريف شده است . تنها اسلام بود كه توانست با فرمان محكم لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ اين خرافهء چند هزارساله را از مغز ايرانى خارج سازد . اين يكى از مظاهر قدرت شگرف اسلام و تأثير عميق آن در روح ايرانيان است ، كه چگونه توانست مردمى را كه ثنويّت با گوشت و پوستشان آميخته شده بود و آنچنان اسير اين خرافه بودند كه دين خود را نيز تحت تأثير آن تحريف مىكردند - تا آنجا كه برخى از خاورشناسان ( دومزيل ) معتقدند كه : ثنويّت اساس تفكّر ايرانى است - از اين پندار گرفتاركننده نجات دهد . اسلام ، ايرانيانى پروريد كه مظاهر لطف و عشق توحيد بودهاند آرى ، اسلام بود كه از ايرانيان دوگانهپرست ، انسانهاى موحّد ساخت . كه با فرا گرفتن اين جمله : الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ جَعَلَ الظُّلُماتِ وَ النُّورَ « 1 » ، و با اعتقاد به اين معنى كه : الَّذِي أَحْسَنَ كُلَّ شَيْءٍ خَلَقَهُ ، « 2 » و با ايمان و درك اين حقيقت كه : رَبُّنَا الَّذِي أَعْطى كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ
--> ( 1 ) صدر آيه 1 ، از سورهء 6 : الانعام : « سپاس به تمام مراتب آن ، اختصاص به الله دارد كه آسمانها و زمين را خلق كرد ، و تاريكيها و روشنى را بوجود آورد . » ( 2 ) صدر آيه 7 ، از سورهء 32 : السّجدة : « آن كس كه نيكو كرد هر يك از چيزهائى را كه آفريد . »