السيد محمد حسين الطهراني

84

الله شناسى (فارسى)

بدانيم . از نظر تاريخى يعنى از نظر آثارى كه به زردشت منسوب است هر چند بخواهيم فقط گاتاها را ملاك قرار دهيم نمىتوانيم آئين زردشت را يك آئين توحيدى بدانيم . زيرا حدّ اكثر آنچه محقّقان در باب توحيد زردشت به استناد گاتاها گفته‌اند اينست كه زردشت طرفدار توحيد ذاتى بوده است ، يعنى تنها يك موجود را قائم به ذات مىدانسته است و آن اهورامزدا است ؛ و همهء موجودات ديگر را - حتّى اهريمن انگره‌مئنيو [ انگْرَه مَئيْنْيَوَه ] - آفريدهء اهورامزدا مىدانسته است . و به عبارت ديگر براى درخت هستى بيش از يك ريشه قائل نبوده است ، ولى از نظر توحيد در خالقيّت كاملًا ثنوى بوده است . زيرا از اين تعليمات اين‌چنين استفاده مىشود كه قطب مخالف انگره‌مئنيو : خِرد خبيث ، سپنت مئنيو : خرد مقدّس است . سپنت مئنيو منشأ اشياء نيك يعنى همان اشيائى كه خوب است و مىبايست بشود مىباشد . امّا انگره‌مئنيو يا اهريمن منشأ اشياء بد است ، يعنى منشأ اشيائى است كه نمىبايست آفريده شوند : و خود اهورامزدا مسئول آفريدن آنها نيست بلكه انگره‌مئنيو مسئول آفريدن آنهاست . مطابق اين فكر هر چند هستى دو ريشه‌اى نيست ولى دو شاخه‌اى است . يعنى هستى كه از اهورامزدا آغاز مىگردد به دو شاخه منشعب مىگردد : شاخهء نيك كه عبارت است از سپنت مئنيو و آثار نيكش ، و شاخهء بد كه عبارت است از انگره‌مئنيو و همهء آفريده‌ها و آثار بدش . اگر گاتاها را كه اصيل‌ترين و معتبرترين اثرى است كه از زردشت باقى مانده است ملاك قرار دهيم ، زردشت را در شش و پنج خير و شرّ و اينكه نظام موجود نظام احسن نيست و با حكمت بالغه جور نمىآيد ، گرفتار مىبينيم . و همين جهت او را از همهء پيامبران آسمانى جدا مىكند .