الشيخ السبحاني
82
قرآن و اسرار آفرينش (تفسير سوره رعد) (فارسى)
مثلًا از مطالعهء وضع كشتى در دريا ، هنگامى كه به ساحل نزديك مىشود پى به اين مطلب مىبريم ؛ هنگامىكه انسان از ساحل به دريا مىنگرد ، سطح دريا را صاف و بدون كوچكترين ناهموارى مشاهده مىنمايد ، ولى هنگامىكه كشتى از دور پيدا مىشود ، نخست نوك پرچم ، آنگاه همهء پرچم ، بعداً دكل كشتى ، سپس قسمتى از آن و . . . آشكار مىشود تا آنجا كه همهء كشتى ، وقتى نمايان مىگردد كه كشتى مسافت بيشترى را قطع كند و به نزديك ساحل برسد ، در صورتى كه اگر سطح زمين مسطح بود ، بايد تمام بدنهء كشتى در همان لحظهء نخست ديده شود . از اينجا پى مىبريم كه زمين انحناى كروى دارد و آبهاى دريا كه بر روى كره زمين قرار دارد به تبع آن ، نيز كروى است . گذشته از اين هنگام خسوف ، كرهء زمين ميان ماه و خورشيد قرار مىگيرد ، شكل سايهء زمين كه بر ماه مىافتد ؛ بهطور دايره براى همهء ما مشهود مىباشد . از چهار قرن پيش ، دانشمندان ، مسافرتهاى دور را از راههاى آبى شروع كرده و سر انجام به نقطهاى رسيدند كه مسافرت خود را از آنجا آغاز نموده بودند ، روى اين بيان هرگز نمىتوان گفت كه نخستين جمله : « هُوَ الَّذِى مَدَّ الأَرْضَ ؛ اوست كه زمين را امتداد داد » اشاره به مسطح بودن زمين است ، بلكه همانطور كه مفسرين و اهل لغت مىگويند مقصود همان بسط و توسعه و گسترش زمين در عين كروى بودن آن است . ابن فارس در المقاييس « 1 » مىنويسد : كلمهء « مد » در لغت عرب يك معنا بيش ندارد و آن ، همان امتداد و كشيدگى در عين پيوستگى جسم است . در اين صورت هيچ مانع ندارد كه ، زمين در عين كروى بودن ، داراى بسط و توسعهء خاصى باشد كه براى كشت و زرع و زندگى حيوان و انسان ، كاملًا شايسته و آماده شود . در قرآن مجيد ، لفظ « مد » بهطور مكرر در همان معناى توسعه و گسترش به
--> ( 1 ) . ج 5 ، ص 269 .