الشيخ السبحاني

83

قرآن و اسرار آفرينش (تفسير سوره رعد) (فارسى)

كار رفته است ؛ مانند « أَلَمْ تَرَ إِلَى رَبِّكَ كَيْفَ مَدَّ الظِّلَّ وَ لَوشَآءَ لَجَعَلَهُ سَاكِناً . . . ؛ « 1 » آيا ملاحظه نمىكنيد كه خداوند چگونه سايهء موجودات را به تدريج گسترش مىدهد و اگر مىخواست آن را ساكن و يك نواخت قرار مىداد » . شايد مقصود از « مدّ سايه » همان اختلاف سايهء اجسام است كه گاهى گسترده ، بعد كم‌كم ضعيف و ناپيدا مىشود و هرگز ساكن و يك‌نواخت نمىگردد . بنابر اين مقصود از امتداد زمين در آيهء مزبور و در آيهء « وَ الْأَرْضَ مَدَدْناها وَ أَلْقَيْنا فِيها رَواسِىَ » « 2 » همان بسط و گسترش چشمگير زمين است كه پس از آفرينش پيدا و شايستهء آن شده است تا حيوان و نبات در آن زندگى كنند . « 3 » معناى دوم اين است كه احتمال دارد اين جمله به كشيده شدن و گسترش تدريجى خشكىها از زير آب‌ها اشاره داشته باشد ؛ زيرا پس از آن كه باران‌هاى سيلابى ، كه معلول تركيب گازهاى اكسيژن و هيدروژن در جو بود فرو ريخت و تمام كرهء زمين را آب فرا گرفت ، آب‌ها تدريجاً در نقاط پست زمين فرو نشست و نقاط مرتفع يكى پس از ديگرى از آب بيرون آمد . معناى سومى نيز مىتوان براى اين جمله بيان داشت و آن اين‌كه ، مراد از كشش و گسترش زمين ، افزوده شدن حجم آن بر اثر جذب سنگ‌هاى سرگردان و كرات كوچكى كه در حوزهء جاذبهء آن قرار مىگرفت ، بوده باشد و اين احتمال با جملهء « وَ أَلْقَيْنا فِيها رَواسِىَ » - كه بعداً به تفسير آن خواهيم پرداخت - مناسبت بيشترى دارد . « 4 » در هر حال ، جملهء مورد بحث از آيه ، ناظر به كرويت و يا مسطح بودن زمين نيست ، بلكه مقصود از آن ، هموارى مخصوصى است كه آن‌را براى زيست

--> ( 1 ) . فرقان ( 25 ) آيهء 45 . ( 2 ) . حجر ( 15 ) آيهء 19 . ( 3 ) . الميزان ، ج 11 ، ص 319 . ( 4 ) . قرآن و آخرين پيامبر ، ص 164 .