الشيخ السبحاني
93
قرآن و معارف عقلى (تفسير سوره حديد) (فارسى)
نقطهء ديگر از وجود وى خالى خواهد بود و همچنين است زمان . ولى يك موجود نامتناهى از نظر زمان و مكان و به عبارت روشنتر ، بالاتر از زمان و مكان ، در همه وقت خواهد بود و خاصيت نامحدود و نامتناهى بودن هيمن است . ما مىتوانيم مطلب را به طريق ديگر بيان كنيم : يك موجود مادى ، مثلًا يك انسان از آن نظر كه يك فرد مادى است ، همواره قيودى از زمان و مكان وجود وى را احاطه كرده و او را با زنجيرهاى زمان ومكان محدود ساخته است . فرض كنيد عوامل و عللى ايجاب كرده يك انسان در شهر معينى به وجود آيد و يك صد سال ، كه آغاز آن اول قرن بيستم است ، زندگى كند . در اين موقع آن شهر معين براى او يك قيد مكانى ، كه او را محدود به نقطهء خاصى نموده و امكنهء ديگر از وجود او خالى خواهد بود ، چنان كه آن يك صد سال ، يك قيد زمانى است كه وجود او را از نظر توسعه محدود ساخته و در قرون ديگر از چنين پديدهء مادى خبرى نخواهد بود . ولى اگر فرض كنيد كه موجودى باشد كه آلوده به جسم و جسمانى نبوده و از ماده و زمان و مكان منزه بوده و سنخ وجود او بالاتر از ماده و لوازم آن باشد در چنين صورتى ، زمان و مكان نخواهد توانست وجود او را محدود سازد و به سان قيد و زنجير از سعهء وجود او بكاهد . قرآن مىگويد : خداوند - روى براهين قطعى - ماده و جسم نيست ، وجوداو از لوازم ماده ، كه زمان و مكان است ، پيراسته و سنخ وجود او ما فوق ماده و لوازم آن است ، از اين رو بايد در همه جا باشد و نقطهاى از وجود او و لحظهاى از زمان از وى خالى نباشد . به عبارت ديگر ، زمان و