الشيخ السبحاني
49
قرآن و معارف عقلى (تفسير سوره حديد) (فارسى)
مىگوييم وجود در تمام مراحل يك حقيقت بيش ندارد و آن اين كه در تمام مراحل دو اثر ياد شده را - كه حقيقت آنها نيز يكى است - دارا مىباشد . روى اين بيان ، كه وجود را منبع تمام كمالات بدانيم و براى آن يك حقيقت بيش قائل نشويم بايد چنين نتيجه بگيريم : هرگاه وجود در مرتبهاى از مراتب هستى مانند موجودات جاندار ، داراى اثرى ( علم و ادراك ) گرديد ، حتماً بايد اين اثر در تمام مراحل وجود نسبت به سهمى كه از وجود دارد ، محقق باشد . كه در غير اين صورت ، يا بايد وجود ، سرچشمهء كمالات نباشد ، يا اين كه براى وجود حقايق متباين تصور كنيم و حقيقت آن را در مرتبهء جاندار ، با آن چه در مراتب گياه و معدن است ، مغاير و مباين بدانيم ؛ زيرا معنا ندارد كه يك حقيقت در مرتبهاى داراى اثرى باشد و در مرتبهء ديگر فاقد آن باشد ؛ به عبارت ديگر ، هرگاه وجود داراى حقايق مختلف و متباين بود ، جا داشت كه در نقطهاى واجد اثرى باشد و در نقطهء ديگر نشانهاى از آن نباشد ، ولى هرگاه براى آن يك حقيقت بيش نباشد و تفاوت مصاديق آن روى شدت و ضعف مراتب باشد در اين صورت معنا ندارد كه يك حقيقت در مرحلهاى داراى اثرى باشد و در مرتبهء ديگر دارا نباشد . اين خلاصهء برهان فلسفى است كه مرحوم صدرالمتألهين در اسفار « 1 » در موارد مختلفى در مورد آن بحث و گفتگو نموده و معتقد است ظواهر آيات قرآن اين حقيقت را تأييد مىكند ، آن جا كه مىفرمايد : « وَ إِنْ مِنْ شَىءٍ إِلّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَلكِنْ لاتَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ » ؛ « 2 »
--> ( 1 ) . . ج 1 ، ص 118 و ج 6 ، ص 139 - 140 . ( 2 ) . . اسراء ( 17 ) آيهء 44 .