الشيخ السبحاني
62
در سرزمين تبوك (تفسير سوره توبه) (فارسى)
الف ) زيرا مشرك در صورتى پيمان دارد كه برحال شرك و دوگانگى با اسلام باقى بماند ولى وقتى اسلام آورد و نماز و زكات را بهپاداشت ، جزو جامعهء اسلامى است و عنوان معاهد و يا صاحب پيمان با رئيس اسلامى نخواهد داشت . اين عناوين از آن گروهى است كه با دولت اسلامى حالت تباين و دوگانگى داشتهباشند و در غير اين صورت ، نه معاهدند و نه صاحب پيمان . ب ) آيه دربارهء گروهى بحث مىكند كه در آينده پيمان خود را مىشكنند و در دين ما طعن مىزنند و سران و فرماندهانى دارند . قرآن از آنها بانام « أَئِمَّةَ الكُفْرِ » ياد مىكند . اين نوع نشانهها مربوط به مشركان خواهد بود كه وارد حوزهء اسلام نشدهاند ، اگر مقصود مشركانى بود كه پس از اسلام ، راه ارتداد پيش گرفتهاند شايستهتر بود بفرمايد : « وَطَعَنُوا فى دينِهِمْ » نه « ديِنِكِمْ » . علاوه بر اين ، « امامان كفر » كسانى هستند كه بر شرك خود اصرار ورزند ، نه اين كه اسلام بياورند ، سپس كافر شوند . آيا گروهِ مرتدِّ پس از پيامبر ، مصداق اين آيه بودند ؟ تاريخ گواهى مىدهد كه مضمون اين آيه در زمان حيات پيامبر تحقق نپذيرفت ؛ زيرا حكومت جوان اسلام ، پس از نزول اين سوره آنچنان رعب و ترسى در دل دشمنان افكنده بود ، كه كسى جرأت مخالفت و پيمانشكنى را نداشت . بله ، وقتى پيامبر چشم از اين جهان پوشيد ، صداى ارتداد گروهى از تازه مسلمانان دور از مركز ، به گوش مسلمانان رسيد . از آنجا كه روح تعاليم پيامبر هنوز زنده بود بلافاصله مسلمانان با تدابير صحيح به دفع آنان پرداختند ؛ گروهى كشته شدند و گروهى بار ديگر به آغوش اسلام بازگشتند . شايد كسى تصور كند كه نخستين مورد و مصداق آيه ، همان گروه مرتدى است كه پيمانها و عهدهاى خود را شكستند ؛ ولى اين نظر از دو جهت درست نيست : اوّلًا ، بايد دقت كرد و ديد كه آيا آنها معاهد بودند يا مسلمان ؛ بهطور مسلم